تبليغاتX







جهت مشاهده ي سايت، برروي تصوير زير كليك كنيد.




شگفتیهای پزشکی

آمپول ضد پيري به زودي توليد مي‌شود

يك ماه پس از اين كه محققان از كشف دو پروتئين مربوط به جواني خبر دادند، آمپولي براي از بين بردن مشكلات سلامتي ناشي از بالا رفتن سن به زودي توليد خواهد شد.

‌اين آمپول ميتوكندري را در بدن دست‌كاري مي‌كند. ميتوكندري‌ها اجزايي شبيه به سوسيس و خانه‌هاي انرژي در درون همه سلولهاي بدن به جز گلبول‌هاي قرمز هستند. ميتوكندري‌ها غذايي را كه ما مي‌خوريم به انرژي تبديل مي‌كنند كه اين انرژي توسط قلب، ماهيچه‌ها، مغز و ساير اعضاي بدن قابل استفاده است.

تحقيقات نشان داده است كه تخريب و تحليل رفتن اين اجزا يك عامل مهم پيري و كهولت است.

اصلاح جهش‌هاي ژنتيكي در ميتوكندري‌ها هم چنين مي‌تواند در مقابله با بيماري‌هايي چون ديابت، پاركينسون، سكته مغزي، آلزايمر، بيماري قلبي و سرطان موثر باشد.

هم چنين تصور مي‌شود كه تشكيل تدريجي ژن‌هاي خراب و ناقص در طول زندگي يك عامل مهم پيري است. اگرچه تاكنون تلاش‌ها براي معرفي كردن ژن‌هاي سالم به ميتوكندري‌ براي جايگزين كردن آنها به جاي انواع آسيب ديده و ناسالم ناموفق بوده است اما پروفسور پاتريك يك متخصص برجسته انگليسي در رشته اختلالات ميتوكندري در اين باره اظهار داشت كه اگر اين امكان فراهم شود مي‌تواند بخشي از آسيب‌هاي وارد شده به ميتوكندري‌ها ناشي از بالا رفتن سن را ترميم و اصلاح كرد كه نتيجه آن توليد آمپولي است كه بتواند مانع از روند پيري شود.

اين آزمايشات در حال حاضر بر روي موش‌ها صورت گرفته و در نهايت روي انسان انجام خواهد شد. محققان پيش بيني مي‌كنند كه به زودي اين ماده تزريقي توليد خواهد شد.

 

توليد موش هاي نري با دو كروموزم XX

دانشمندان استراليايي موفق شدند موش هاي آزمايشگاهي نري بوجود آورند كه فاقد كروموزم Y بوده و در عوض دو كروموزم X دارند.

به گزارش خبرگزاري مهر، گروهي از دانشمندان دانشگاه آدلايد در استراليا با دستكاري تنها يك ژن حاضر در كروموزم X ، موش هاي نري ايجاد كردند كه كروموزم Y ندارند.

بطور طبيعي موجودات نر داراي يك كروموزم Y و يك كروموزم X هستند درحالي كه جانوران ماده دو كروموزم X دارند.

اما اكنون اين تيم تحقيقاتي به سرپرستي ادوينا ساتون موفق شدند با فعال كردن يك ژن منفرد در گنادهاي جنيني درحال توسعه، موش هاي نري توليد كنند كه داراي دو كروموزم X هستند.

براساس گزارش ABC Online، ژن Sox3 كه در كروموزم X حاضر است بطور طبيعي در توسعه مغز مورد استفاده قرار مي گيرد. اما اين اولين بار است كه دانشمندان موفق شدند از اين ژن براي توسعه جنسيت نيز استفاده كنند.

درحقيقت اين محققان توانستند با فعال كردن اين ژن در گنادهاي موش هاي داراي دو كروموزم X در فاز اصلي توسعه آنها مانع توليد موش ماده شوند و درعوض موشي با ويژگي هاي يك جانور نر بوجود آورند.

اين دانشمندان در حال بررسي نقش ژن Sox3 در توسعه مغزي موفق به نقش اين ژن در فرايندهاي تعيين جنسيت جنين شدند.

اين تيم تحقيقاتي موفق شد با دستكاري اين ژن 80 درصد از موش هاي نري با كروموزم XX توليد كنند.

 

دانشمندان از مغز استخوان اسپرم ساختند

يك گروه پژوهشگران به سرپرستي يك دانشمند ايراني توانسته‌اند به طور موفقيت‌‌آميزي از نمونه‌هاي مغز استخوان انساني سلول‌هاي اسپرم نابالغ بسازند.

به گزارش بي‌بي‌سي اگر بتوان اين سلول‌ها را به اسپرم‌هاي كاملا نمويافته تبديل كرد- كه پژوهشگران اميدوارند در پنج سال آينده به انجام آن موفق شوند- ممكن است شيوه‌اي جديد براي درمان ناباروري در دسترس قرار گيرد.البته كارشناسان هشدار مي‌د‌هند كه نتايج اين تحقيق را كه در آلمان انجام شده بايد با احتياط تفسير كرد.

پژوهشگران در دانشكده پزشكي هانوور و دانشگاه‌هاي مونستر و گوتينگن سلول‌هاي بنيادي بالغ را از نمونه‌هاي مغز استخوان داوطلبان مرد جدا كردند.

در شرايط معمول اين سلول‌ها بنيادي به انواع متفاوت سلولي در بافت عضلاني بدل مي شوند.اما پژوهشگران شماري از اين سلول‌ها را وادار كردند به سلول‌هايي نمو پيدا كنند كه شبيه سلول‌هاي اسپرماتوگوني بودند- سلول هايي كه در بيضه‌ها يافت مي‌شوند و به طور طبيعي به اسپرم‌هاي بالغ بدل مي‌شوند.

اين براي اولين باري است كه سلول‌هاي اسپرماتوگوني انساني به اين روش به طريق مصنوعي ساخته شده‌اند.

سرپرست اين تحقيق پروفسوركريم‌ نيرنيا كه در حال حاضر در مركز سلول‌هاي بنيادي شمال شرق انگليس مشغول به كار است، اميدوار است اين تحقيق روزي بتواند به مردان جواني كه به علت شيمي‌درمان عقيم شده‌اند، كمك كند.

او گفت: "ما از اين اكتشاف بسيار هيجان‌زده هستيم. هدف بعدي ما اين است كه سلول‌هاي اسپرماتوگوني را واداريم به در آزمايشگاه به سلول‌هاي اسپرم بدل شوند و اين كار احتمالا سه تا پنج سال طول خواهد كشيد."

البته تحت قوانين فعلي انگليس توليد جنين انسان به وسيله اسپرم يا تخمك به طور مصنوعي توليد‌شده ممنوع است.

پروفسور هري مور از مركز زيست‌شناسي سلول بنيادي در دانشگاه شفيلد مي‌گويد: "اين يافته‌ها بسيار جالب توجه است، اما بايد در مورد تفسير آنها بسيار محتاط باشيم."

تغيير يافتن انواع سلول‌هاي بنيادي بوسيله پژوهشگران را از  سلول‌هاي پيش‌ساز عضلاني به سلول‌هاي پيش‌ساز تناسلي را فرا-تمايز (trans-differentiation) مي نامند.

پروفسور مور مي‌گويد تقريبا در همه مشاهدات مشابه از فراتمايز در سلول‌هاي بنيادي بالغ هنگامي كه به طور دقيق مورد آزمون قرار گرفته‌اند نتوانسته‌اند به اثبات برسند. او افزود: " اين حوزه‌ به سرعت در حال تحول است، اما ما هنوز سال‌هاي بسياري بايد بگذرد تا درماني براي ناباروري با استفاده از چنين تكنيك‌هايي بوجود آيد."

او همچنين هشدار مي‌دهد كه دستكاري سلول‌هاي بنيادي براي نمو يافتن به صورت سلول‌هاي اسپرم بالغ مي‌تواند باعث تغييرات ژنتيك در اسپرم شود، كه آن را براي استفاده در درمان‌هاي ناباروري پرخطر كند.

با اين حال دكتر آلن پيسي، دبير انجمن باروري بريتانيا گفت:‌"اين تحقيق مي‌تواند به درك زيست‌شناسي چگونگي تشكيل اسپرم كمك كند.درك زيست‌شناسي اسپرم به خودي خود مي‌تواند به شناسايي علت اختلالات تشكيل اسپرم و ايجاد رويكردهاي نوين به درمان ناباروري كمك كند."

يافته‌هاي تحقيق دكتر كريم‌نيا در يك كنفرانس بين‌المللي باروري ارائه شده و در نشريه Gamet Biology به چاپ رسيده است.

 

ژن مانع پيشرفت سرطان ها كشف شد

گروهي از دانشمندان كانادايي ژن جديدي را كشف كردند كه مي تواند مانع تكثير سلولهاي سرطاني انواع سرطان شود.

 

به گزارش خبرگزاري مهر، دانشمندان آژانس سرطان "بي سي" ونكوور كانادا ژني را باعنوان HACE1 كشف كرده اند كه مي تواند مانع تكثير سلولهاي سرطاني شود.

تيم تحقيقاتي "پل سورنسون" كه نتايج بررسي هاي خود را در مجله نيچر منتشر كرده اند، كشف كردند كه اين ژن توانايي مسدود و سركوب كردن رشد سلولهاي توموري انساني در تمام انواع سرطان بويژه سرطان هاي سينه، كبد و ريه را دارد.

اين تحقيقات نشان مي دهد هنگامي كه ژن HACE1 فعال نيست، سلولهاي سرطاني، تومورها را حتي بدون دخالت عوامل خارجي شكل مي دهند. هرچند درصورت حضور فاكتورهاي سرطانزا، رشد سلولهاي توموري با سرعت  قابل توجهي انجام مي شود.

هنگامي كه اين ژن فعال مي شود، مي تواند از تشكيل سرطان پيشگيري كند.

اين دانشمندان اذعان كردند كه درحال حاضر اطلاعات كافي درخصوص چگونگي مكانيزم عملكردي اين ژن در اختيار ندارند اما اميدوارند با ادامه تحقيقات بتوانند به كمك اين ژن تحولي بزرگ در عرضه روش هاي درماني جديد بوجود آوردند.

 

كشف روشي جديد براي تنظيم فشار خون و اميد تازه‌اي براي توليد داروهاي مفيدتر


دانشمندان در انگليس اعلام كردند كه موفق به كشف روش جديدي براي تنظيم فشار خون شده‌اند كه مي‌تواند اميد تازه‌اي براي تهيه داروهاي جديد به منظور مقابله با سكته‌هاي مغزي و قلبي باشد.

آمارها حاكي از آن است كه در اين كشور از هر 4 فرد بزرگسال يك نفر مبتلا به فشار خون بالا است و اگرچه داروهاي قدرتمندي هم اكنون در دسترس است اما تعداد كمي مي‌توانند سطح فشار خون را به حد طبيعي برساند.

مسير كشف شده در اين پژوهش توسط محققان كالج كينگ شامل پروسه‌اي موسوم به اكسيداسيون است.

تاكنون اين باور وجود داشته كه اكسيداسيون بيش از اين كه مفيد باشد، مضر است.

به علاوه راديكالهاي آزاد و اكسيدان‌هايي مانند پروكسيدهيدروژن مي‌توانند به سلولها آسيب برسانند. اما اين تركيبات در عين حال نقش بسيار حياتي در عملكرد سلول‌هاي طبيعي و سالم ايفا مي‌كنند.

پروتئين كيناز جي، يك پروتئين مهم در تمام بافت‌ها است اما در دستگاه قلبي عروقي نقش اساسي در تنظيم فشار خون ايفا مي‌كند.

نقش اكسيد نيتريك كه در رگ‌هاي خوني توليد مي‌شود در اين پروسه حياتي است.

اين محققان اخيرا موفق به كشف روش شگفت انگيزي شده‌اند كه در آن پروتئين كيناز جي مي‌تواند به طور مستقل اكسيد نيتريك را تنظيم كند.

محققان اميدوارند از اين روش بتوانند پديده‌هايي را كه منجر به بروز سكته مغزي يا حمله قلبي مي‌شوند، بشناسند و لذا از سكته جلوگيري كنند.

 

جكوزي عليه باروري مردان

بچه‌دار شدن آرزوي همه زوج‌هاست و ناباروري، يك بيماري سخت دونفره كه كلي هزينه و دردسر خاص خودش را دارد.

به همين دليل است كه محققان در سراسر دنيا دنبال متهم‌هاي اصلي ناباروري مي‌گردند تا به جاي درمان، بتوانند از آن پيشگيري كنند. اين بار محققان دانشگاه كاليفرنيا، انگشت اتهام را به طرف وان‌هاي پر از آب داغ حمام، جكوزي‌ها و حوضچه‌هاي آب‌گرم گرفته‌اند.

آنها مي‌گويند حرارت اين مكان‌ها، روي تعداد و كيفيت اسپرم‌ها، حداقل تا چند ماه، تاثير مي‌گذارند و اين چيزي است كه مي‌تواند باروري مردان را كم كند.

به گزارش بي‌بي‌سي، اين محققان مرداني را كه به علت ناباروري به اين كلينيك‌ها مراجعه كرده بودند، بررسي كردند. آزمايش‌ها نشان داد در آنهايي كه حداقل 30 دقيقه در هفته در وان پر از آب داغ حمام خيس مي‌خوردند، هم تعداد اسپرم‌ها كم شده و هم شاخص‌هاي كيفيت اسپرم آنها پايين‌تر آمده است.

شاخص‌هايي مثل تحرك، اندازه و غيره. بعد از 3 تا 6 ماه خودداري از اين گونه حمام‌ها، در نيمي از اين مردان تعداد اسپرم‌ها 5 برابر شده بود، نكته‌اي كه از نظر دانشمندان يك تاثير فوق‌العاده بود. در اين مردان همچنين تحرك اسپرم‌ها از 12 درصد به 34 درصد رسيده بود كه اين هم قابل توجه بود.

نكته جالب اينكه 5 نفر از 6 نفري كه قطع اين حمام‌هاي داغ روي آنها تاثيري نگذاشته بود، سيگاري‌هاي قهاري بودند. محققان مي‌گويند اثر منفي سيگار بر كيفيت اسپرم‌ها آن قدر مهم هست كه ادامه ناباروري اين مردان را بتوان به آن نسبت داد.

البته اين كار تحقيقاتي كه در نشريه انجمن اورولوژي برزيل چاپ شده، هنوز براي صدور حكم نهايي براي حمام‌هاي داغ كافي نيست. مهم‌ترين علت آن است كه آناليز اسپرم مردان تنها يكي از عوامل تاثيرگذار بر باروري زوجين محسوب مي‌شود و هم براي بيماران و هم براي پزشك، نتيجه نهايي يعني باروري مهم است.

با اين حال آنچه كه در مورد اين مطالعه مي‌توان گفت اين است كه چنين اتهامي چندان هم بيراه نيست. تاثير منفي حرارت بر باروري مردان، از سالها قبل مشخص شده بود. در مطالعات قبلي، كه در سال 1965 انجام شده بود، محققان نشان دادند كه حرارت بالاي حمام مي‌تواند تعداد اسپرم‌ها را به طور موقت پايين بياورد ولي البته روي كيفيت اسپرم‌ها كاري انجام نشده بود.

همچنين در هفته‌هاي گذشته، مطالعه‌اي درباره تاثير لپ‌تاپ روي باروري مردان منتشر شده بود كه اين تاثير هم از اثر حرارت روي كيفيت مايع اسپرم ناشي شده بود.

دانشمندان مي‌دانند كه اسپرم براي زنده‌ماندن و حفظ كيفيتش، نياز به دمايي اندكي پايين‌تر از دماي 37 درجه بدن دارد. به همين دليل است كه بيضه‌ها، يعني غدد توليدكننده آنها، در كيسه‌هايي به نام اسكروتوم، در خارج محيط داخلي مرد قرار گرفته‌اند.

اگر به هر دليلي فرد در محيطي با دماي بالاتر قرار بگيرد، ممكن است روي كيفيت اسپرم‌ها تاثير منفي داشته باشد. بنابراين يك نكته در مورد نتايج چنين مطالعاتي قطعي به نظر مي‌رسد: زوج‌هايي كه مشكل ناباروري دارند، بهتر است به اين موضوع هم توجه داشته باشند. مردان از قرارگرفتن به مدت طولاني در محيط‌هاي با حرارت بالا مثل وان پر از آب داغ دوري كنند.

به اين ترتيب شايد بتوانند از نگراني بي بچه بودن و نيز از درمان‌هاي سخت و پرهزينه ناباروري خلاص شوند.

منبع:

http://www.iranianuk.com

+ نوشته شده توسط مهرداد در شنبه 1386/06/10 و ساعت 10:45 |
جنجال بر سر هورمون‌‌درماني جانشين

دلش نمي‌خواهد پير شود. به عكس سياه و سفيد مادرش نگاه مي‌‌كند كه در قاب روي ميز به او لبخند مي‌زند. چه جوان است مادر در اين عكس! و حالا پيرزني است خميده و خسته از سال‌هاي پرمشقت جواني كه موهاي يكدست سفيدش را پشت‌سر جمع مي‌كند و نگاه چشمان ماتش از لا‌به‌لاي چين‌هاي مواج زير چشم و پيشاني ديگر برق گذشته را ندارد. او به مادرش شباهت زيادي دارد.
عكس عروسي مادر گواه اين موضوع است، همان بيني صاف و كشيده و همان لب‌هاي ظريف. به شيارهاي ريز كنار دهانش فكر مي‌كند كه هر روز عميق‌تر و طويل‌تر خواهند شد. او مثل مادرش است و همانند او پير و تكيده مي‌شود. پيرزني خميده و رنجور كه هر لحظه ترس سقوط از پله‌هاي ساختمان لرزه بر اندامش مي‌اندازد. اي‌كاش زمان متوقف مي‌شد و دستي نيرومند چرخ آن را از گردش مي‌انداخت و او شادابي خود را براي هميشه حفظ مي‌كرد! مي‌دانست كه آن چرخة پردردسر زنانه، كه هر ماه آغاز و پايانش را شاهد بود، ديگر تكرار نمي‌شود و زني برجاي مانده كه مادر شدن را هرگز دوباره تجربه نخواهد كرد.
هورمون‌درمانيِ جانشين در دوران يائسگي يكي از جنجال‌برانگيزترين موضوعات پزشكي امروز است. هر روز شاهد چاپ خبري تازه در مورد اثر داروهاي هورموني هستيم. روزنامه‌اي آنها را عامل سرطان مي‌داند و مجله‌اي به‌ ستايش تأثيرات مفيدشان مي‌پردازد. اما هورمون‌درمانيِ جانشين (HRT) چه نقشي در جلوگيري از عوارض يائسگي دارد؟
دكتر ملك‌منصور اقصي، متخصص بيماري‌هاي زنان و زايمان و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران، در گفت‌وگويي با زنان تأثيرات مثبت و منفي آن را شرح مي‌دهد.


 آقاي دكتر، ابتدا بفرماييد كه منظور از HRT چيست؟
 اين اصطلاح احتمالاً براي اغلب خوانندگان شما ناآشناست. زيرا اصطلاحي علمي و علامت اختصاري Hormone Replacement Therapy به‌معناي درمان جانشيني هورموني است. براي زناني كه فعاليت تخمدان‌هايشان پايان‌يافته، از هورمون‌درماني جانشين استفاده مي‌شود.

 در زنان يائسه، قطع ترشح هورمون‌هاي جنسي و توقف چرخة توليدمثل زنانه يك فرايند طبيعي فيزيولوژيكي است. دخالت در اين روند و تحميل هورمون با منشأ بيروني به آن چه لزومي دارد؟
 تخمدان‌ها عضوهاي زنانه هستند كه هورمون‌هاي استروژن و پروژسترون را توليد مي‌كنند. نقش اصلي اين فرايند در تخمك‌گذاري و ايجاد باروري است. اما هورمون‌ها تأثيرات عميقي نيز در قسمت‌هاي مختلف بدن زن دارند. با ورود زن به مرحلة يائسگي، تخمدان‌ها از كار مي‌افتند و ديگر هورمون نمي‌سازند. اين امر برخلاف فيزيولوژي توليدمثل در مردان است كه فعاليت غدد جنسي‌شان با افزايش سن كم مي‌شود، ولي قطع نمي‌شود. هورمون‌هاي جنسي زنانه، علاوه بر فعال كردن باروري، بر استخوان‌ها و عروق نيز اثر مي‌گذارند. لذا پزشكان به‌ فكر افتادند كه به‌دنبال شروع يائسگي، اين هورمون‌ها را جايگزين كنند، يعني الگوي ترشح هورمون‌ها را به‌طور مصنوعي تقليد كنند.

 هورمون‌درماني جانشين يكي از مباحث جنجال‌برانگيز پزشكي است. گروهي از متخصصان آن را توصيه مي‌كنند و گروهي ديگر به‌ نقش مرگبار آن در ايجاد انواع مختلف سرطان‌هاي زنانه اشاره مي‌كنند. ريشة اين اختلاف‌نظرها در چيست؟
 صحبت من شايد چكيدة بيش از 25 سال تحقيق دانشمندان باشد. عضوهايي در بدن وجود دارند كه ايجاد و پيشرفت سرطان‌ در آنها وابسته به هورمون است، مانند پستان و رحم. سرطان‌هاي ديگري هم هستند كه هيچ ارتباطي با هورمون‌ها ندارند. ابتدا تصور بر اين بود كه ايجاد سرطان پستان وابسته به ميزان هورمون استروژن خون است. بنابراين، هورمون پروژسترون را در كنار آن قرار دادند تا آثار منفي‌اش را خنثي كند. مطالعات ادامه پيدا كرد و مطرح شد كه پروژسترون، علاوه بر از بين بردن آثار سرطان‌زايي استروژن، برخي فوايد آن را هم تحت تأثير قرار مي‌دهد. بعد از گذشت زمان نه‌چندان زيادي مشخص شد كه پروژسترون هم در سرطان‌زايي دخالت دارد. پزشكان متخصص مقدار تجويز پروژسترون را به اندازه‌اي كم كردند كه اثر سرطان‌زايي بر پستان نداشته باشد و از طرف ديگر، اثر سرطان‌زايي استروژن بر رحم را هم خنثي كند. به اين ترتيب، داروهايي متشكل از استروژن و پروژسترون ساخته شدند كه در عين حال كه جلو پوكي استخوان را مي‌گرفتند، هيچ‌گونه اثر سرطان‌زايي نداشتند. بعد از گذشت چند سال، گزارش‌هايي ارائه شد مبني بر اينكه اين داروها احتمال ايجاد سرطان را در برخي اعضا بالا مي‌برند و در برخي ديگر مانند رودة بزرگ اين خطر را كاهش مي‌دهند. كم‌كم جنجال شروع شد و مردم به مصرف داروهايي روي آوردند كه با مكانيسم‌هاي ديگري جلو پوكي استخوان را مي‌گيرند.

 خطر پوكي استخوان در دوران يائسگي جدي است؟
 مهم‌ترين خطري كه پس از دوران يائسگي زنان را تهديد مي‌كند پوكي استخوان است. پوكي استخوان در مردان سالمند هم به ميزان كمتري ديده مي‌شود.

 اختلاف‌نظرها به ‌كجا رسيد؟
 بعد از انجام تحقيقات مفصل، اين ايده شكل گرفت كه شيوة درماني هر شخص متناسب با وضعيت جسمي و ميزان سلامت وي انتخاب شود. امروزه پزشكان معتقدند كه هورمون‌درماني يك شكل ثابت ندارد. براي مثال، زني كه سابقة ابتلا به سرطان پستان دارد نمي‌تواند از داروهاي هورموني استفاده كند. در مورد پوكي استخوان هم وضعيت تمام افراد يكسان نيست. ابتلا به پوكي استخوان شدت و ضعف دارد. به پيشنهاد انجمن پوكي استخوان كانادا، براساس شدت پوكي استخوان، داروي مناسب را انتخاب مي‌كنيم. اين دارو مي‌تواند هورموني يا غير‌هورموني باشد.

 فوايد هورمون‌درماني جانشين بيشتر است يا مضرات آن؟
 بحث اصلي از همين‌جا شروع مي‌شود. در علم پزشكي، هر دارويي كه براي درمان عارضه‌اي تجويز مي‌شود، در كنار فايده، ممكن است عوارضي هم داشته باشد. پزشك فوايد و عوارض دارو را مي‌سنجد و در نظر مي‌گيرد كه كدام ارجح است. براي مثال، آسپيرين دارويي است كه درد را تسكين مي‌دهد ولي ممكن است باعث خونريزي معده هم بشود. آنتي‌بيوتيك‌ها هم عفونت را درمان مي‌كنند ولي گاه شخصي نسبت به آنها حساسيت پيدا مي‌كند. گاهي دارويي آن‌قدر عوارضش زياد است كه از فوايدش چشم‌پوشي مي‌كنيم. در مورد هورمون‌درماني نيز عده‌اي معتقدند كه همين اصل صادق است. استروژن جلو پوكي استخوان را مي‌گيرد. همچنين اثر مثبت بر عروق دارد كه پروژسترون آن را خنثي مي‌كند. پروژسترون نيز اثر مثبت در جلوگيري از سرطان رودة بزرگ دارد و علائم اولية شروع يائسگي مانند گرگرفتگي، تعريق شبانه و عصبي شدن را كاهش مي‌دهد. اما مهم‌ترين فايدة استروژن جلوگيري از پوكي استخوان است. پوكي استخوان عارضه‌اي جبران‌ناپذير است. شكستگي ستون مهره‌ها و استخوان ران فرد را كاملاً معلول مي‌كند. از جمله عوارض منفي هورمون استروژن، افزايش خطر ابتلا به سرطان پستان است.
مطالعة وسيعي، با هزينه‌اي در حدود 600 ميليون دلار، با هدف سنجش دو گروه عوارض صورت گرفت. در طي 8 سال، دو گروه از زنان يائسه بررسي شدند. هر گروه شامل حدود 8 هزار زن بود. قرار شد به زنان گروه اول در اين 8 سال داروي هورموني داده شود و به زنان گروه دوم، دارونما. اين مطالعه دوسوكور بود، يعني نه پزشكان و نه داوطلبان هيچ‌كدام از هويت قرص‌ها اطلاع نداشتند. وضعيت هر دو گروه از نظر ابتلا به عوارض قلبي‌ـ عروقي و نيز سرطان‌ها به‌طور مرتب بررسي شد. بعد از گذشت پنج‌ سال از شروع مطالعه، اين نتيجه به‌ دست آمد كه مخاطرات هورمون‌درمانيِ بعد از يائسگي بيشتر از فوايد آن است. بنابراين، مصرف داروهاي هورموني قطع شد.

 همة محافل علمي دنيا نتيجة اين تحقيق را به‌عنوان يك اصل كلي پذيرفتند؟
 در حدود سه ماه بعد از انتشار نتايج اين تحقيق، 500 محقق از رشته‌هاي مختلف در انستيتوي ملي سلامت امريكا دور هم جمع شدند تا دربارة اين موضوع به بحث و تبادل نظر بپردازند. جمعي از اعضاي انجمن باروري امريكا نيز در اين گردهمايي حضور داشتند و به سه نكتة مهم زير در مورد پژوهش مذكور اشاره كردند. اولا،ً اين تحقيق، مشابه مطالعات قبلي، نشان داد كه به‌دنبال هورمون‌درماني، خطر ابتلا به سرطان پستان اندكي افزايش مي‌يابد. ثانياً، در بيش از 97 درصد زنان شركت‌كننده در اين تحقيق جنجالي، هيچ‌گونه عارضه‌اي مشاهده نشد. ثالثاً، در اين مطالعه تنها به مقايسة كمّي مخاطرات و فوايد پرداخته شده و مسئلة مهم ديگر، يعني كيفيت زندگي زن در نظر گرفته نشده است. بررسي كيفيت زندگي افراد كار دشواري است. در اين تحقيق بيان شده كه با هورمون‌درماني، پوكي استخوان كاهش و خطر ابتلا به سرطان افزايش مي‌يابد. اما اين بخش از مسئله كه پوكي استخوان كيفيت زندگي فرد را به‌شدت تحت تأثير قرار مي‌دهد و او را از كار و انجام دادن فعاليت‌هاي روزمره محروم مي‌كند فراموش شده است. همچنين سرطان پستان در مراحل اوليه به‌خوبي قابل درمان است. متخصصان، با توجه به ايرادهاي وارد شده بر تحقيق مذكور، بر لزوم انجام مطالعات بعدي تأكيد كردند. درضمن، عوارض زودرس قطع ترشح هورمون كه در اوايل دوران يائسگي پديدار مي‌شود، نظير گرگرفتگي و تعريق شبانه، در اين مطالعه مدنظر قرار نگرفته است. همچنين، در اين تحقيق، تنها از يك داروي مشخص استفاده شده است. اين مطالعه بايد ادامه پيدا كند و فوايد و عوارض داروها در درازمدت مقايسه شوند.

 هورمون‌درماني در چه نقاطي از دنيا ممنوع شده و در چه كشورهايي همچنان تجويز مي‌شود؟
 از حدود دو دهه قبل، در مورد دوران يائسگي و مشكلاتي كه در اين دوران ايجاد مي‌شود تحقيقات وسيعي صورت گرفته است. استفاده از داروهاي هورموني متداول است و هدف تجويز ميزاني از داروست كه جلو پوكي استخوان را بگيرد و عوارض سوء نداشته باشد. هر چندسال يك‌ بار، نتايج جديد اعلام مي‌شود ولي هنوز شكل مطلوب هورمون‌درماني به‌دست نيامده است. سال گذشته، در كنگرة مونترال، تحقيقي معرفي شد كه در امريكا در مورد اثر هورمون‌درماني بر امراض قلبي‌ـ عروقي انجام شده بود. براساس نتايج اين تحقيق، هورمون‌درماني از امراض قلبي‌ـ عروقي پيشگيري مي‌كند. به‌طوركلي، زنان در دوران پيش از يائسگي كمتر از مردان دچار انفاركتوس قلبي مي‌شوند. اما آمارها پس از يائسگي متفاوت است و زنان از نظر درصد شيوع اين امراض هم‌طراز مردان قرار مي‌گيرند. بنابراين، نتيجه‌گيري شد كه استروژن در مورد امراض قلبي نقش پيشگيري‌كننده دارد. در مطالعة هرس (HERS)، تأثير استروژن و پروژسترون در بروز امراض قلبي‌ـ عروقي بررسي شد و نتيجة عكس به‌دست آمد. يعني اين مسئله مطرح شد كه هورمون‌هاي زنانه، در مبتلايان به امراض قلبي، سبب تشديد مشكل قلبي مي‌شوند. دركنگرة مونترال، دو نفر از پروفسورهاي انگليسي به‌طور مفصل در مورد اشتباهات مطالعة هرس صحبت كردند. پزشكان انگليسي بيشتر از پزشكان امريكايي موافق هورمون‌درماني هستند زيرا بيشتر مطالعات مربوط به اين زمينه در انگلستان انجام شده است. بعد از مطالعة هرس، 70 درصد پزشكان امريكايي از تجويز هورمون‌ براي بيمارانشان خودداري كردند. در امريكا اين قبيل داروها را پزشكان خانواده تجويز مي‌كنند. اما در اين كشور، تنها 20 درصد از متخصصان زنان از تجويز اين درمان براي بيماران امتناع كردند زيرا دقيق‌تر در جريان مطالعات بودند.

 نتيجة جنجال بر سر استفاده يا منع استفاده از درمان هورموني را چگونه پيش‌بيني مي‌كنيد؟
 پيش‌بيني من اين است كه وضعيت عوض مي‌شود. زيرا با قطع داروهاي هورموني، خطر ابتلا به پوكي استخوان افزايش مي‌يابد. در آن مطالعة 8 ساله، ميزان ابتلا به سرطان سينه و عوارض منفي ديگر از لحاظ آماري به‌طور معني‌داري بالا رفت، ولي اين افزايش جزئي بود. اما با قطع دارو ميزان ابتلا به پوكي استخوان به‌شدت صعود مي‌كند. اين وضعيت براي بسياري از داروهاي ديگر هم تجربه شده است. آسپيرين ابتدا براي تسكين درد به‌كار مي‌رفت. سپس احتمال خونريزي معده به‌دنبال مصرف آن مطرح شد و مصرف آسپيرين را مضر اعلام كردند. تحقيقات بعدي تأثير آسپيرين را در جلوگيري از چسبندگي پلاكت‌ها نشان داد و مجدداً مصرف آن توصيه شد. در واقع، بررسي‌هاي عميق‌تر و دقيق‌تر در درازمدت نتايج واقعي را نشان خواهد داد. مهم‌ترين مسئله در اين جنجال‌ها پرهيز از قضاوت سطحي و بي‌تأمل است. در تمام كشورهاي دنيا ترس از سرطان وجود دارد. طرح مسئلة ارتباط هورمون‌درمانيِ پس از يائسگي با ايجاد سرطان كافي است تا هرگونه فايدة ديگر اين درمان را در ذهن مردم بي‌رنگ كند. ما با زنانِ بالاي پنجاه سال سروكار داريم، گروهي كه از مصرف صحيح دارو در آنها مطمئن نيستيم. اگر به زن مسن بگوييم دارويي را هر روز براي جلوگيري از پوكي استخوان مصرف كند، حرف ما را به‌سادگي نخواهد پذيرفت. از طرف ديگر، اين جمعيت نمي‌توانند به‌طور مرتب به ‌متخصص مراجعه كنند. بنابراين پوكي استخوان آنها در مراحلي تشخيص داده مي‌شود كه فرد عليل و زمين‌گير شده است.

 چه مدت زماني براي هورمون‌درماني كافي است؟
 هورمون‌ها بايد تا آخر عمر مصرف شوند. برخي از متخصصان 5 سال هورمون‌درماني و قطع آن بعد از شروع يائسگي را توصيه مي‌كنند. اين روش صحيح نيست زيرا خطر ابتلا به پوكي استخوان با شروع يائسگي شدت مي‌گيرد. در يكي دو سال اول شروع يائسگي، براي جلوگيري از عوارض زودرس، مصرف هورمون را توصيه مي‌كنيم. پوكي استخوان و به‌دنبال آن شكستگي استخوان‌ها جزو عوارض ديررس هستند. تا پيش از 70 سالگي، شكستگي ستون مهره‌ها بيشتر ديده مي‌شود. بعد از 75 سالگي، شكستگي استخوان ران شيوع بالاتري دارد.

 مصرف هورمون‌هاي زنانه بعد از شروع يائسگي باعث بازگشت وضعيت بدن زن به زمان پيش از يائسگي مي‌شود؟
 امروزه در بحث پوكي استخوان، فقط تراكم استخوان مطرح نيست، بلكه كيفيت استخوان نيز اهميت دارد. با روش‌هاي موجود، تراكم استخوان را مي‌سنجيم ولي هنوز شيوه‌اي براي كنترل كيفيت استخوان ابداع نشده است. احتمالاً روند پوكي استخوان پيش از يائسگي شروع مي‌شود؛ بنابراين، برخي متخصصان هورمون‌ها را پيش از يائسه شدن تجويز مي‌كنند. البته كلسيم و ويتامين D هم بايد در كنار اين هورمون‌ها مصرف شوند. اما كاهش هورمون‌ها در دوران يائسگي همراه با عوارض ديگري هم هست. پوست چروك مي‌خورد و مو سفيد مي‌شود. اين مشكلات به استروژن مربوط نيست. برخي از زنان ما فكر مي‌كنند اين هورمون‌ها جلو پيري را خواهند گرفت. البته دستگاه تناسلي زن گيرنده‌هايي براي هورمون‌هاي مذكور دارد. اما وجود آنها در ساير اعضا تأثير چنداني نخواهد داشت. امروزه بررسي‌هايي براي اثبات تأثير استروژن در پيشگيري از آلزايمر در حال انجام است، اما هنوز نتيجة قطعي به‌دست نيامده است.

 هورمون‌درماني در ايران از چه زماني مطرح شد و آيا زنان كشور ما از اين شيوه استقبال كرده‌اند؟
 پاسخ به سؤال شما نياز به بررسي دارد. صحبت‌هاي من براساس تجربيات كلينيكي شخصي است. هورمون‌درماني در ايران از همان ابتدا با مشكل مواجه شد. مردم ما فكر مي‌كردند كه هورمون مانند سم است، حال آنكه بدن انسان پر از انواع مختلف هورمون است و هركدام وظيفه‌اي برعهده دارند. مشكل ديگر ترس مردم ما از بيماري سرطان است. آنها فكر مي‌كنند كه با ابتلا به سرطان به‌سرعت مي‌ميرند، در حالي‌كه برخي سرطان‌ها در مراحل ابتدايي درمان‌پذيرند. اين دو عامل باعث شد كه هورمون‌درماني، كه 10 سال ديرتر از ساير كشورها در ايران مطرح شد، تقريباً در قدم‌هاي اوليه متوقف شود. زمينة عدم پذيرش در هر دو گروه پزشكان و بيماران وجود داشت و امروزه اين وضعيت به اوج خود رسيده است. اين تفكر منفي به‌راحتي از بين نمي‌رود.

 داروهاي گياهي كه امروزه برخي متخصصان براي درمان عوارض يائسگي در سطح وسيعي تجويز مي‌كنند از نظر شما مؤثرند؟
 در مورد داروهاي گياهي مطالعات بيشتري لازم است. به هر شكلي كه بتوان سطح معيني از استروژن را در خون فراهم كرد، جلو پوكي استخوان گرفته خواهد شد. مطالعات كنترل‌شده در اين زمينه بايد منتشر شوند و در دسترس تمام متخصصان قرار گيرند.

 چه‌توصيه‌اي براي پيشگيري از پوكي استخوان به زنان مي‌كنيد؟
 مصرف كلسيم و ويتامين D، اجتناب از كشيدن سيگار، انجام دادن تمرينات بدني براي مدت حداقل 30 دقيقه در روز و سه بار در هفته و استفاده از استروژن و پروژسترون و داروهاي جديد ديگر از ابتلاي فرد به پوكي استخوان جلوگيري مي‌كنند.■

گفت‌وگو با دكتر ملك‌منصور اقصي، متخصص بيماري‌هاي زنان و زايمان

شيرين ميرزازاده
mirzazadeh@zanan.co.ir

به نقل از:

www.zanan.co.ir

+ نوشته شده توسط مهرداد در شنبه 1386/06/03 و ساعت 11:15 |
  موسیقی درمانی
 
موسیقی درمانی به استفاده مستقیم و غیر مستقیم از موسیقی برای بازیافت، نگهداری و قدرت بخشیدن به سلامت روحی، جسمی ، احساسی و درونی گفته میشود که توسط فرد متخصص تجویز شده باشد. این تعریف کوتاه تمام عناصر اصلی موسیقی درمانی را در بر گرفته است و ما در اینجا به توضیح هر یک از این عناصر میپردازیم.
 

  

نمونه ای از جلسات موسیقی درمانی

 


1- موسیقی درمانی باید توسط اعضای تیم درمانگر شخص تجویز شود. اعضای این گروه میتوانند شامل پزشکان، متخصصین خدمات اجتماعی، روان شناسان، معلمین، مدد کاران یا والدین باشند.

2- موسیقی ابزار درمانی عمده این شیوه درمان است.درمانگر از موسیقی برای رسیدن به حس اعتماد متقابل استفاده میکند، سپس برای بهبودی بخشیدن به شرایط روحی و جسمی بیمار، یک سری فعالیتهای به دقت برنامه ریزی شده را تجویز میکند. این فعالیتها میتوانند مواردی مانند آواز خواندن، شنیدن موسیقی، نواختن ساز، آهنگ سازی و انجام حرکاتی ورزشی یا رقص با موسیقی باشند.

3- موسیقی تحت نظر یک موسیقی درمانگر تعلیم دیده برای بیمار درنظر گرفته میشود. موسیقی درمانی، رشته گسترده ای است و درمانهای موسیقایی که توسط این اشخاص انجام میگیرد بر پایه دانش وسیع آنها از تاثیرات موسیقی بر رفتار، نقاط قوت و ضعف بیمار و اهداف درمانی، بنا شده است.

4- موسیقی درمانی برای رسیدن به اهداف خاص درمان شناسی به کار میرود. این اهداف شامل: بهبود بخشیدن به مهارتهای ارتباطی، علمی، حرکتی، احساسی و اجتماعی است. باید توجه داشت که ممکن است بیمار در طی دوران درمان به مهارتها و دانش تازه ای در موسیقی دست یابد اما برای درمانگر، کسب این مهارتها چندان اهمیت ندارد. آنچه مهم است تاثیر موسیقی بر سلامت روح و جسم بیمار است.

تاریخچه پیدایش
قدمت استفاده از موسیقی به منظور تحت تاثیر قراردادن سلامت و شیوه رفتاری حداقل به زمان ارسطو و افلاطون برمیگردد. اما در قرن بیستم استفاده از ویژگیهای درمانگرانه موسیقی به طور ابتدایی به دوران جنگ جهانی اول مربوط میشود. زمانی که موسیقی دانان حرفه ای و آماتور برای هزاران بیمار بستری در بیمارستانهای ارتشی، که از جراحات روحی و جسمی ناشی از جنگ رنج میبردند، برنامه اجرا کردند. عکس العمل قابل توجه بیماران به موسیقی، پزشکان و پرستاران را تشویق کرد از مسئولین بیمارستان بخواهند تعدادی نوازنده استخدام کند، اما به زودی متوجه شدند که موسیقیدانی که بخواهد به چنین کاری مشغول شود نیازمند تعلیم و تربیت خاصی خواهد بود.

مراکز آموزشی و انجمن های اولیه
در 1944 دانشگاه ایالتی میشیگان (Michigan State University) به این نیاز پاسخ داد و اولین برنامه تحصیلی موسیقی درمانی جهان را پایه گذاری نمود. در 1950، انجمن ملی موسیقی درمانی (National Association for Music Therapy) یا NAMT به طور رسمی به کار مشغول شد. در 1971 انجمن موسیقی درمانی آمریکا (American Association for Music Therapy) یا AAMT ایجاد شد که امروز دارای بیش از 5,000 عضو از درمانگران، اعضای حقوقی و اعضای انجمنهای وابسته در سطح جهان است. هدف AMTA، بالابردن سطح آگاهی افراد از مزایای موسیقی درمانی و افزایش امکان دسترسی هرچه بیشتر به مراکز موسیقی درمانی مجهز در جهان است. وضع شاخص استانداردهای تحصیلی و آموزشی نیز، از جمله فعالیتهای این انجمن بوده است.

در سال 1985، فدراسیون جهانی موسیقی درمانی یا (WFMT) برای ترویج موسیقی درمانی در سطح بین المللی، به ثبت رسید.

موارد آموزشی و تعلیمات موسیقی درمانی بسیار گسترده است. یک موسیقی درمانگر نه تنها باید دارای مهارتهای موسیقایی بالایی باشد، بلکه باید در زمینه تاثیرات موسیقی در درمان نیز تعلیم دیده باشد. با وجود اینکه پروژه های دانشجویی در مراکز آموزشی مختلف متفاوت هستند، همه از خط مشی تعیین شده توسط AMTA پیروی میکنند. این دستورالعملها شامل موارد زیر هستند :

دو نوازی بیمار و پرستار


 

 دروس موسیقی (تاریخ، تئوری، رهبری ارکستر، فنون نوازندگی، موسیقی گروهی از دوئت تا ارکستر بزرگ)
• دروس موسیقی درمانی (قواعد و مقررات، روانشناسی موسیقی، آموزش تجربی و کارگاه ها)
• علوم زیست شناسی و رفتار شناسی (آناتومی، جامعه شناسی، ناهنجاریهای روانی، کودکان استثنایی)
• دروس عمومی و انتخابی

دانشجویان برای دریافت مدرک خود، علاوه بر تکمیل دوره آموزشی، باید یک دوره 6 ماهه انترنی را هم با موفقیت بگذرانند. موسیقی درمانی برای چه افرادی مناسب است؟

درمانگران با طیف وسیعی از افراد مواجه میشوند که در میان آنها میتوان به بیماران روحی، عقب افتادگان ذهنی، معلولین، افرادی که مورد سوئ استفاده قرار گرفته اند، کهنسالانی که از آلزایمر و جنون رنج میبرند، افراد کند ذهن و آسیب دیدگان مغزی اشاره نمود. علاوه بر اینها، افرادی که هیچ بیماری خاصی ندارند و از موسیقی درمانی برای بهتر شدن بهره میبرند نیز وجود دارند.

بعضی از شیوه های درمانی
همانطور که گفته شد، برای معالجات مختلف، روشهای متفاوتی وجود دارد. برای مثال درمانگر برای رسیدن به ذهنیات بیمار از او میخواهد تا ترانه ای بسراید یا اینکه برای تقویت اعصاب حرکتی و ایجاد تعادل بین اعضای مختلف بدن، نواختن پیانو را بیاموزد. نواختن ساز میتواند برای بیان احساسات ناگفتنی نیز به کار رود. تجویز حرکات موزون، پیاده روی یا ورزش با موسیقی و همچنین آواز خواندن و نقد و بررسی اشعار و ترانه ها نیز از جمله روشهای موسیقی درمانی است.

یک مثال از یک برنامه موسیقی درمانی
• نوع فعالیت: گفتگو و بررسی اشعار
• وسایل مورد نیاز: دستگاه پخش صوت، چند نوع موسیقی
• شرح کار: ما به تعدادی موسیقی نیاز داریم تا مراجع بتواند از میان آنها یکی را انتخاب کند. به مراجع میگوییم که میخواهیم با یکدیگر بیشتر آشنا شویم و اینکار را از طریق یکی دو قطعه موسیقی انجام میدهیم. توضیح دهید که او باید 1 یا 2 ترانه یا موسیقی که با آن همذات پنداری میکند، را انتخاب کند به طوری که با در میان گذاشتن این وجه مشترک با شما احساس راحتی کند. پس از انتخاب موسیقی توسط هردو نفر- بیمار و درمانگر- موسیقی ها پخش میشوند. پس از شنیدن هر کدام از ترانه ها، درباره آنچه شنیده ایم و مفهوم ترانه یا موسیقی گفتگو میکنیم. این روش برای ارزیابی مراجع بسیار مفید است، به خصوص در برخورد اولیه که گفتگوی بی پرده و صریح بسیار مشکل است.
• مرحله بعدی: از چنین فعالیتهایی، درمانگر میتواند برای مطالعه بیشتر در احساسات و مشکلات ارتباطی مراجع، او را به نوشتن شعر یا انتخاب و نواختن سازی برای بیان افکار و درونیاتش راهنمایی کند.

 

روان درمانی
 
روان درمانی به هر نوع فرآیند باز آموزی اطلاق می‌شود که هدفش کمک به فرد رنجور با استفاده از روشهای درمانی اساسا روانی است و این با درمانهای جسمانی مانند تجویز دارو مغایر است.

 

سابقه فرهنگی - تاریخی روان درمانی

بقراط روان درمانی علمی - تجربی را از پیش خبر داده بود. این روش از اواسط قرن هیجده بطور مستمر در دنیای غرب مورد استفاده قرار داشته است. آنتوان مسمر نخستین کسی بود که روش درمانی خود را استفاده علمی از خواب مصنوعی حیوان نامید. با آن که نظریه‌های او بی‌اعتبار قلمداد شدند، روان درمانی علمی - تجربی به شکل هیپنوتیزم ادامه یافت و بعد به لطف نبوغ فروید از شهرتی همگانی برخوردار گردید. در دهه‌های اخیر روان درمانی علمی - تجربی با استفاده از نظریه‌های پاولف و اسکنیر و نظریه‌های شناختی بیش از پیش گسترش یافته است.

 

انواع روان درمانی

روان درمانی انواع خاص بسیاری دارد و تقسیم بندیهای مختلفی بر مبناهای مختلف برای آن صورت گرفته است. از یک تقسیم بندی که طول زمانی روان درمانی مورد توجه بوده روان درمانی را به دو نوع بلند مدت و کوتاه مدت تقسیم بندی کرده‌اند. در تقسیم بندی دیگری بر حسب تعداد افراد شرکت کننده در روان درمانی دو نوع روان درمانی فردی و روان درمانی گروهی را معرفی کرده‌اند. مهمترین تقسیم بندی بر حسب نوع رویکرد مورد استفاده در طول درمان انجام گرفته است. در این دسته روان درمانی مبتنی بر رویکرد روانکاوی ، رفتار درمانی ، شناخت درمانی و روان درمانیهای مبتنی بر روند انسان گرایانه قرار می‌گیرند.

 

چه افرادی تحت روان درمانی قرار می‌گیرند؟

نظر به اینکه روان درمانی یک نهاد متکی بر فرهنگ است اشخاصی که مناسب آن تشخیص داده می‌شوند در جوامع مختلف متفاوتند. ولی بطور کلی افراد ذیل عمدتا از روان درمانی بهره می‌برند:


  • روان پریشها: برای این که بتوانند با شناسایی تشویقهای خود در موقعیتی قرار گیرند تا با این استرسها برخورد موثرتری داشته باشند.

  • روان رنجورها: اشخاصی که برای روبروشدن با فراز و نشیبهای زندگی تحت تاثیر تجربه‌های احتمالا ناخوشایند گذشته که به فرآیند رشد و یادگیری آنها لطمه زده است با دشواری روبرو می‌شوند. این اشخاص و همینطور اشخاصی که تحت تاثیر مشکلات موقت زندگی دچار واکنشهای روانی مثل داغ دیدگی شده‌اند بزرگترین میزان افرادی را تشکیل می‌دهند که تحت روان درمانی قرار می‌گیرند.

  • گروه بعد افرادی را شامل می‌شود که رفتار و حالات روانی آنها برای خودشان بلکه برای دیگران آزار دهنده است و اغلب از طرف اطرافیان برای درمان هدایت می‌شوند.

 

اهداف روان درمانی

علیرغم تفاوتهای قابل ملاحظه کلیه روشهای روان درمانی شش هدف را مد نظر دارند.


  1. رابطه درمانی را تقویت می‌کنند. ایجاد یک رابطه درمانی مناسب و قوی از الزامات اساسی در روان درمانی است. بدون بوجود آمدن چنین رابطه تداوم درمان میسر نخواهد شد.
  2. ایجاد امیدواری در بیمار برای دریافت کمک و ادامه درمان
  3. روشها و منطق درمانی به بیمار کمک می‌کند تا با کسب اطلاعات تازه درباره مسائل خود و راههای موجود برای کنار آمدن شناخت بیشتری پیدا کنند.

  4. ایجاد انگیزش در بیمار
  5. افزایش احساس تسلط بر خود و زندگی در بیمار
  6. کاربرد آموخته‌ها در طول روان درمانی در زندگی واقعی

 

شرایط لازم برای روان درمانی

این شرایط را به سه دسته کلی می‌توان تقسیم بندی کرد: شرایط مربوط به موقعیت و مکان روان درمانی ، ویژگیهای روان درمانگر و نوع بیماری.

در شرایط مربوط به موقعیت و مکان روان درمانی اتاقی که روان درمانی در آن صورت می‌گیرد از حیث آرامش و به دور بودن از هر گونه مزاحمت ، آرایش و لوازم مورد نیاز مورد توجه بوده است. ویژگیهای مربوط به درمانگر در مرحله نخست آشنایی و تسلط او را بر روان درمانی شامل می‌شود. اغلب روان درمانگرها برای هدایت فعالیتهای خود از چارچوب خاصی استفاده می‌کنند و این چارچوب اغلب متناسب با شخصیت و علایق آنهاست.

برخی از درمانگرها در کار استفاده از هیپنوتیزم مهارت دارند. بعضی در گروه درمانی موفق‌ترند. برخی به اصلاح شناختهای فرد مبادرت می‌ورزند و جمعی دیگر معتقد به تغییرات رفتاری هستند. ارتباط محترمانه و در عین حال جدی ، سلامت روان و پختگی شخصیت روان درمانگر از دیگر ویژگیهای مهم آنهاست. انتخاب شیوه روان درمانی از سوی دیگر با نوع اختلال تحت درمان نیز مرتبط است. برخی اختلالات همچون ترسها عمدتا با
رفتار درمانی بهبود سریعتر و بهتری می‌یابند و برخی همچون افسردگی با درمان شناختی.

 

مجریان روان درمانی

از دوران مسمر تا اواسط قرن بیستم روان درمانی از سوی پزشکان ، متخصصین اعصاب و بعدا روانپزشکان مورد استفاده قرار می‌گرفت. در دهه‌های اخیر باید به این گروه مددکاران اجتماعی دست اندرکار روانپزشکی و کمی دیرتر روان شناسان بالینی و پرستارهای روانی را اضافه کرد. اما بطور کلی مجریان روان درمانی بسته بر فرهنگ و شرایط دیگر موجود در هر جامعه با اندک تفاوتهایی همراه است.

در ایالات متحده کثرت تقاضا برای روان درمانی موجب گسترش مراکزی که خدمات روان درمانی ارائه می‌دهند شده است. در ایران این خدمات در بیمارستانهای روانی ، بخشهای اعصاب و روان سایر بیمارستانها ، مراکز دولتی از جمله بهزیستی و درمانهای اخیر در سایر ادارات و کارخانجات که بخشهای مشاوره و روان درمانی دایر کرده‌اند و همچنین در کلینیکهای خصوصی مشاوره و روان درمانی توسط روان شناسان ارائه می‌شود.

 

منبع:

www.harmonytalk.com

http://daneshnameh.roshd.ir

+ نوشته شده توسط مهرداد در جمعه 1386/06/02 و ساعت 10:50 |

شیمی درمانی

 

"پل ارلیش" ، پدر شیمی درمانی ، شیمی درمانی را درمان یک بیماری عفونی بدون صدمه زدن به میزبان بیان می‌کند.

شیمی درمانی یعنی استفاده از برخی داروهای شیمیایی برای درمان هر نوع بیماری. یکی از راههای درمان
انواع سرطان‌ها نیز استفاده از برخی داروهاست که در اصطلاح پزشکی به آن شیمی درمانی می‌گویند. در شیمی درمانی پزشکان تلاش می کنند که ، بدون آزردن موضع مبتلا به بیماری و بافتهای مجاور عضو بیمار ، میکروبی را با داروهای خاص نابود و مهار کنند.    

عکسی از سلول سرطانی

 

دید کلی

مردم از شنیدن واژه شیمی درمانی وحشت دارند و براین باورند که هر فردی که شیمی درمانی می‌شود، به بیماری سرطانی و درمان ناپذیری مبتلاست و بزودی زندگی را وداع خواهد کرد، در حالی که چنین نیست.

 

تاریخچه

اصول علم شیمی درمانی ، عمدتا در طول سالهای 1935 ـ 1919 برقرار گردید. ولی فقط از این موقع و بخصوص با ظهور سولفونامیدها و آنتی بیوتیکها بود که استفاده از مواد به عنوان محصولات مفید طبی واقعیت یافت. تنها مواد شیمی درمانی که قبل از زمان "پل ارلیش" شناخته شده بود، از گنه برای درمان مالاریا ، اپیکا برای اسهال آمیبی و جیوه برای درمان علائم سفلیس تجاوز نمی‌کرد.

 

سیر تحولی و رشد

30 سال اول قرن بیستم ، شاهد پیشرفت مواد شیمی درمانی مفیدی بود که در بین آنها ، ترکیبات آلی حاوی فلزات سنگین مانند آرسنیک ، جیوه و آنتیموان ، رنگها و تغییرات چندی در مولکول کینسین بود. این مواد ، پیشرفتهای فوق‌العاده‌ مفیدی را نشان داد، ولی با این حال زیانهایی در برداشت. 30 سال دیگر از قرن بیستم ، شامل دوران بیشترین پیشرفت در زمینه شیمی درمانی است.

برای اولین بار شیمی درمانی بین المللی در سال 1334 (ه.ش.) صورت گرفت. در آن زمان ، تنها یک داروی ضد سرطان وجود داشت، اما امروزه هزاران داروی جدید و موثر کشف شده است و هر ساله نیز افزون بر ده هزار نفر با شیمی درمانی نجات می‌یابند.

 

عوارض ناشی از شیمی درمانی

تهوع ، استفراغ ، سرکوب مغز استخوان ، اختلالات خونی ، پوستی و متابولیک ، عصبی و گوارشی و عفونی ، ریزش مو ، زخم و عفونت زبان و دهان ، تغییرات و قطع عادت ماهانه در زنان ، اختلال و کاهش اسپرم در مردان.

آنزیم هدف سرطان را در شکل زیر می بینید.

 

                                                          

نحوه استفاده از داروهای ضد سرطان

  • برای سلولهای سرطانی حساس به دارو بکار روند.

  • دارو باید به سلول وخیم برسد.

  • باید تنها در مرحله سیکل سلولی تجویز شود برای آنکه دارو موثر باشد.

  • پیش از ایجاد مقاومت دارویی ، سلول های سرطانی از بین برود.

 

داروهای مورد مطالعه در شیمی درمانی

خواسته درمان یک بیماری عفونی بدون صدمه زدن به میزبان ، تا حدودی بوسیله آنتی بیوتیکی به نام پنی‌سیلین تا انجام رسیده است. در سالهای اخیر ، سولفونامیدها و سولفونها ، بسیاری از فنلها و مشتقات آنها ، مواد ضد مالاریا ، سورفاکتانها و مهمتر از همه ، آنتی‌بیوتیکها مورد مطالعه قرار گرفتند و برای استفاده در پزشکی معرفی شدند. پیشرفت این داروهای جدید موجب شد که بعضی داروهای قدیمی در رده داروهای کم اهمیت قرار گیرند و یا فقط از نظر تاریخی مورد توجه باشند.

اطلاعات در مورد مواد شیمی درمانی و موارد استعمال آنها می‌تواند بر حسب بیماریها و عفونتهایی که بر ضد آنها مصرف می‌شوند یا بصورت ترکیبات جداگانه یا گروههایی از ترکیبات وابسته بهم رده‌بندی گردند.

 

 
راهنماي درمان قطعي انواع سرطان، ايدز، هپاتيت، آلرژي، اعتياد، بيماريهاي قلب، كبد، ريه، كليه، تومورمغزي، معده، روده، سينوزيت، آب مرواريد، پيرچشمي، قند، فشارخون، چاقي و ديگر بيماريها.
در اين روش درمان، به بدن اجازه داده مي‌شود تا با اجراي مكانيسم از پايين به بالا، خود را مانند روزي كه متولد شده بازسازي و از همه‌ي بيماريها و نارساييها پاكسازي نمايد. در حالت عادي، مكانيسم بدن از بالا به پايين است. يعني: 1ـ از راه دهان خوراك دريافت مي‌كند. 2ـ مواد سودمند را جدا مي‌كند. 3ـ چربيها و يا قند اضافه و برخي ديگر از مواد زائد را در جاهاي خالي بدن مانند پيرامون شكم، زير پوست سر، پيرامون قلب و ..ذخيره مي‌كند. 4ـ ديگر مواد زائد را از راه روده‌ دفع مي‌كند؛ ولي در مكانيسم از پايين به بالا، چون بدن جز آب چيزي دريافت نمي‌كند، براي تأمين انرژي براي زنده ماندن، خود را بررسي و ذخيره‌هاي سودمند و ناسودمند را براي مصرف فراخواني مي‌كند. آنچه سودمند بداند مي‌سوزاند و آنچه زيان‌آور بداند، از راه دهان به صورت خلط بيرون مي‌ريزد؛ به همين دليل آب دهان بيمار، به صورت چسبناك و كشدار مي‌شود كه بايستي بيرون ريخته شود. در اين روش، از يك سو غذاي كافي براي ادامه‌ي زندگي ميكربها، باكتريها و يا سلولهاي سرطان به آنها نمي‌رسد و از سوي ديگر بدن براي زنده ماندن، با تمام توان هر چه را در جاي جاي خود پيدا كند به عنوان غذا شناسايي مي‌كند. در اين حالت، هيچ ميكرب، باكتري و يا سلول سرطاني تاب مقاومت در برابر بدن را ندارد. ممكن است براي كسي اين پرسش پيش آيد كه بيماريهاي ويروسي چگونه با اين روش درمان مي‌شود؛ در حالي كه ويروسها از غذايي كه به بدن داده مي‌شود استفاده نمي‌كنند. پس چگونه مي‌توان با قطع غذا از بدن و تنها نوشيدن آب، بيماريهاي ويروسي مانند: ايدز، سل و ... را درمان كرد؟ پاسخ اين است كه بدن در دوره‌ي آب‌درماني، هيچ ميكرب، ويروس، باكتري و يا سلول سرطاني را نمي‌كشد. دليل آن هم اين است كه بيمار تب نمي‌كند و هيچ جاي بدنش نيز عفونت نمي‌كند؛ بلكه بدن با نيروي فوق‌العاده‌اي كه هنوز براي دانش پزشكي ناشناخته است، هر گونه ميكرب، باكتري، ويروس و يا سلول سرطاني را از سوراخ بسيار ريزي كه در انتهاي زبان است به صورت خلط بيرون مي‌ريزد.
اين روش درمان براي افراد بالاي 5 سال سو‌دمند است؛ البته براي آنان كه زير 18 سال دارند، دوره‌هاي 3 تا 6 روز توصيه مي‌شود. كسي كه مي‌خواهد براي نخستين بار آب‌درماني كند، چنانچه به خود اطمينان ندارد كه توانايي انجام آن را دارد يا خير، مي‌تواند از 1 تا 5 يا تا 12 روز آب‌درماني كند. در اين مدت، هرگاه ديد توانايي ادامه را ندارد و از انجام كارهاي روزانه باز مي‌ماند، برنامه را قطع مي‌نمايد. سپس به تعداد روزهاي آب‌درماني، استراحت مي‌كند و بار ديگر آغاز مي‌كند؛ و چون اندكي از جسمش پاكسازي شده، توانايي بيشتري دارد. از اين رو، اين بار دو برابر روزهاي پيش، آب‌درماني مي‌كند. چنانچه در اين دوره نيز باز هم توانايي ادامه نداشت، آن را قطع و سه برابر روزهاي آب‌درماني استراحت مي‌كند. سپس براي سومين بار آغاز و هر كس كه باشد مي‌تواند آن را به پايان ببرد.
در اين روش، شخص تا چهل شبانه‌روز، جز آب و چاي چيز ديگري نمي‌خورد. در اين مدت، بدن انسان خود را بررسي مي‌كند و آنچه برايش سودمند است نگه مي‌دارد و از آن استفاده مي‌كند و آنچه برايش زيان دارد، به صورت خلط، از راه دهان بيرون مي‌كند؛ و نشان پاكسازي شدن خود از همه‌ي بيماريها را به صورت سرخ شدن سراسر زبان نشان مي‌دهد. در چنين حالتي، بدن مانند روزي است كه متولد شده است؛ زيرا اگر به زبان نوزادي كه تازه متولد شده نگاه كنيد، مي‌بينيد كاملا قرمز است. بيمار يك روز ييش از آغاز آب‌درماني، آزمايش خون و ادار مي‌دهد و يك روز پس از پايان دوره نيز آن را تكرار مي‌كند تا اثرات اين روش درمان را بر بدن خود ببيند.
کسانی که شوره¬ی سر يا ريزش مو دارند، از روز دهم آب درمانی، شوره‌ی آنان از بين می‌رود و ريزش مو متوقف می‌شود. چربی موی کسانی هم که دارای موهای چرب هستند از بين می¬رود و اگر شخص دوره را به پايان برساند، هرگز موی چرب، شوره و يا ريزش مو نخواهد داشت. برای کسانی که سنشان زير 50 سال است و بخشی از موهای خود را از دست داده‌اند، پس از پايان دوره، ممكن است موهای تازه برويد.
روش انجام آب درماني چنين است:
(1)ـ پيش از آغاز، شخص خانواده‌ي خود را از كاري كه مي‌خواهد انجام دهد و مزاياي آن آگاه مي‌كند تا هم در مدت دوره از سوي آنها سرزنش نشود و هم اين كه چنانچه در مدت دوره براي او مشكلي پيش آمد، افراد خانواده بدانند كه چه بايد بكنند.
(2) ـ از 3 روز پيش از آغاز، هر بامداد پيش از صبحانه و شب پيش از خواب، 2 قاشق غذاخوري خاكشير و يك قاشق مرباخوري عسل را در يك ليوان آب گرم حل كرده و مي‌نوشد. يك روز پيش از آغاز نيز ناهار و شام فقط سوپ و يا مانند آن مي‌خورد.
(3)ـ اگر كسي كه مي‌خواهد آب‌درماني كند داراي بيماريهاي خطرناكي مانند سرطان، هپاتيت و يا ايدز است و محدوديت زماني دارد مثلاً بيشتر از دو يا سه ماه زنده نيست، مي‌بايست 40 روز را پي در پي آب‌درماني كند؛ ولي چنانچه فرصت بيشتري دارد، براي اين كه بتواند 40 روز را بدون غذا با موفقيت سپري كند، بهتر است اول 5 روز آب‌درماني كند و سپس 15 روز غذا بخورد. پس از آن 7 روز و 21 روز غذا بخورد؛ و در پايان، 10 روز و يك ماه غذا بخورد و پس از آن به آساني مي‌تواند 40 روز آب‌درماني كند.
(4)ـ براي اين كه با آغاز آب درماني، و قطع غذا از معده، مدفوعات متوقف شده در اعماق روده‌ها جسم را مسموم نكند و باعث سرگيجه و سردرد نشود، شخص در شب سوم كه طبق بند 2 رفتار كرده است، 4 ساعت پس از خوردن سوپ، 60 سي.‌سي روغن كرچك مي‌خورد تا آنچه در روده‌ها باقي مانده، بيرون رانده شود. چنانچه خوردن روغن كرچك دشوار باشد، مي‌تواند به جاي آن، از دم كرده‌ي گياه سِنا و گل سرخ به انداره‌ي 2 ليوان استفاده كند.
(5)ـ در طول دوره، ديگر نبايد روغن كرچك يا هرگونه مسهل استفاده كند؛ زيرا آب زيادي از جسم مي‌گيرد و باعث ضعف شديد مي‌شود. در صورتي كه بدن به آب بسياري نيازمند است. از اين رو، خوردن روغن كرچك يا هر مسهل ديگر در هفته‌ي اول درمان، اختلالاتي در روده‌ها پديد مي‌آورد كه شايد تا بيش از يك روز هم ادامه يابد؛ ولي چنانچه بيمار به سردرد دچار شد و با تنقيه بهبود نيافت، پس از پايان هفته‌ي اول، مي‌تواند هر سه يا چهار روز يكبار مسهل بخورد.
(6)ـ از آن ساعت به بعد، تنها آب مي‌خورد.
نكته: پس از يك تا دو روز از آغاز آب درماني، با ترك غذا، زبان سفيد مي‌شود و اشتها كور مي‌شود؛ ولي در پايان روز چهلم، اشتها برمي‌گردد. چنانچه پيش از پايان دوره، ميل به غذا برگردد، تصادفي و ناشي از كوشش و خستگي بسيار است. اين اشتهاء، حقيقي نيست و با آشاميدن دو جرعه آب خنك از بين مي‌رود. به اين موضوع مهم نيز بايد توجه داشت كه نشانه‌ي پايان درمان، 40 روز نيست؛ بلكه سرخ شدن سراسر زبان و بازگشت ميل به غذاست. از اين رو ممكن است اين دو نشانه براي كسي كمتر از 40 روز آشكار شود كه نشان از پايان آب درماني است. ضعفي كه در نخستين روز پيش مي‌آيد، در واقع حالتي است كه ميان تغير مكانيسم بدن از حالت از بالا به پايين به از پايين به بالاست؛ و با رويكرد بدن به مكانيسم از پايين به بالا و استفاده از ذخيره‌هاي خود، ضعف نيز پايان مي‌يابد. بيمار نبايد به هيچ روي نگران زخم معده و روده باشد و گمان كند كه با نخوردن غذا زخم معده و يا روده مي‌گيرد؛ زيرا نه تنها پس از 24 ساعت كه اشتها كور مي‌شود، معده ديگر براي غذا ترشح اسيدي ندارد، بلكه چنانچه بيمار داراي زخم معده يا روده باشد، با سرعت باورنكردني بهبود مي‌يابد.
(7)ـ بيمار هر روز 18 ليوان آب برابر با چهار ليتر مي‌نوشد. 9 ليوان صبح و 9 ليوان بعدازظهر. البته در كنار آن، مي‌تواند تنها يك ليوان چاي نيز بنوشد؛ زيرا نوشيدن بيش از يك ليوان باعث دفع املاح بدن و آسيب‌پذيري ديواره‌ي قلب و رگها مي‌شود. روی هم رفته از چهار ليتر بيشتر نبايد آب بنوشد؛ زيرا نوشيدن بيشتر از اين مقدار، ممكن است باعث رقيق شدن خون و مرگ شود.
براي اين كه نمك بدن نيز تأمين شود، بيمار همه‌ي آب مصرفي را از آب جوشيده استفاده نمي‌كند؛ زيرا پس از پايان ذخيره‌ي نمك بدن در پانزده روز نخست، چنانچه نمك كافي به بدن نرسد، عضلات دچار سستي و در نتيجه بدن دچار ضعف مي‌شود. ضعفي كه با افزايش قند از بين نمي‌رود و ممكن است بيمار را از ادامه‌ي درمان از روز بيست‌وپنجم به بعد بازدارد. از اين رو، بهتر است براي اطمينان از سالم بودن و داراي املاح بودن آب، 9 ليوان آب جوشيده را با 9 ليوان آب معمولي بياميزد؛ سپس در دو ليوان از آبي كه صبح و عصر مي‌نوشد، مقدار بسيار ناچيزي نمك بيفزايد؛ به گونه‌اي كه شوري آب را احساس نكند؛ و تنها تلخي آب را احساس كند. براي اين كه تلخي آب را هم احساس نكند، مي‌تواند يك قاشق غذاخوري آبليمو به آن بيفزايد كه بسيار خوشمزه هم خواهد بود.
بيمار مي‌تواند 18 ليوان را در ميان 16 ساعت بيداري تقسيم كند تا در هر 50 دقيقه، يك ليوان آب بنوشد و ناچار نشود كه در يك زمان چند ليوان با هم آب بنوشد؛ ولي چنانچه نوشيدن اين اندازه آب يا چاي براي كسي با كاهش كنترل او بر ادرار همراه باشد، مي‌تواند 2 ليوان از آن كاسته و تنها 16 ليوان در شبانه‌روز آب بنوشد؛ زيرا نزديك 2 ليوان نيز بدن از راه تنقيه جذب خواهد كرد كه توضيح داده خواهد شد.
(8)ـ براي جلوگيري از آميخته شدن آب يا چاي با خلط دهان، بيمار پيش از نوشيدن، دهان خود را مي‌شويد.
(9)ـ در پانزده روز نخست، ادرار بي رنگ است؛ ولي پس از آن، ممكن است به رنگ زرد مايل قرمز باشد كه جاي نگراني نيست.
(10)ـ براي اين كه سه نشانه‌ي مهم حياتي: نبض، دماي بدن و فشار خون تنظيم باشد و نيز قند كافي به مغز برسد و بيمار بتواند تا پايان ادامه دهد، براي كسي كه متناسب با قدش از 10 تا 15 كيلو اضافه وزن دارد، در 10 روز نخست، هر روز دو قاشق مرباخوري عسل، يكي صبح و ديگري بعدازظهر را در آب حل مي‌كند و مي‌نوشد؛ و از خوردن يكباره‌ي عسل به ميزان بيشتر خودداري مي‌كند كه قند خون به يكباره بالا نرود. از روز يازدهم تا پايان دوره، به دليل كاهش چربيها و قند بدن، براي جلوگيري از كاهش قند مغز و در نتيجه پيدايش ضعف، ميزان عسل را مي‌تواند به سه برابر افزايش دهد و هر 4 ساعت يك بار بخورد. در اين صورت از 18 ليوان آب مصرفي در روز، 6 ليوان آن با عسل آميخته است و شخص به صورت يك در ميان آب شيرين و غير شيرين مي‌نوشد. چنانچه در روز يازدهم كه ميزان عسل سه برابر مي‌شود، فشار خون افزايش يافت، مي‌تواند به هر ليوان شربت عسل يك قاشق غذاخوري آبليمو بيفزايد. كسي كه اضافه وزن ندارد، از همان روز نخست تا پايان دوره، هر روز 6 قاشق مرباخوري عسل با آب مي‌نوشد. كسي كه از 15 تا 25 كيلو اضافه وزن دارد، در 10 روز نخست، روزانه دو قاشق مرباخوري عسل و از روز يازدهم تا پايان دوره، روزانه 4 قاشق مرباخوري عسل و كسي بيشتر از 25 كيلو اضافه وزن دارد، چنانچه فشار خونش از حالت عادي كمتر نشود و ضربان قلبش كاهش نيابد و دچار سرگيجه نشود، مي‌تواند تنها آب خالص بنوشد؛ ولي اگر در چند روز نخست فشار خونش پايين آمد، مي‌تواند در 10 روز نخست، روزانه 2 قاشق مرباخوري عسل و از يازدهم تا پايان، روزانه 3 يا چهار قاشق مرباخوري عسل ‌با آب بخورد. روي هم رفته هر كس با هر وزني كه اين درمان را انجام مي‌دهد، بجز ميزان تعيين شده‌ي عسل، هرگاه دچار كاهش فشار خون گرديد، بي درنگ يك قاشق مرباخوري عسل در نصف ليوان آب حل كرده و مي‌نوشد.
عسل هم قند لازم براي سلولهاي مغز را فراهم مي‌كند و هم با داشتن پتاسيم، اجازه‌ي رشد و تكثير به ميكربها را نمي‌دهد، و هم با داشتن اسيد فرميك خاصيت ضدعفوني كنندگي و ميكرب كشي دارد؛ و بدن را در پاكسازي بهتر از ميكربها ياري مي‌كند؛ و هم داراي ويتامين‌هاي شش‌گانه (A.B.C.D.E.K) و هم مواد معدني: پتاسيم، آهن، فسفر، يد، منيزيم،
سرب، منگنز، آلومينيوم، مس، سديم، سولفور، نيكان، روي و ... مي‌باشد. اگر شخص بيشتر از اندازه‌ي گفته شده مواد قندي استفاده كند، بدن به جاي استفاده از چربيها و مواد زائد، از قند داده شده استفاده كرده و حتي اضافه‌ي آن را به صورت چربي ذخيره مي‌كند.
جدول وزن مناسب براي مردان بر اساس هيكل از 25 سال به بالا
قد بر اساس سانتيمتر وزن با جثه كوچك وزن با جثه متوسط وزن با جثه بزرگ
5/157 كيلو 5/54 تا 51 كيلو 59 تا 54 كيلو 64 تا 5/57
160 كيلو 56 تا 53 كيلو 5/60 تا 55 كيلو 5/65 تا 59
5/162 كيلو 5/57 تا 54 كيلو 62 تا 57 كيلو 5/67 تا 60
165 كيلو 59 تا 55 كيلو 5/63 تا 58 كيلو 69 تا 5/61
5/167 كيلو 5/60 تا 5/56 كيلو 65 تا 59 كيلو 71 تا 63
170 كيلو 5/62 تا 5/58 كيلو 67 تا 61 كيلو 5/73 تا 5/64
5/172 كيلو 64 تا 60 كيلو 69 تا 63 كيلو 5/75 تا 67
175 كيلو 66 تا 62 كيلو 71 تا 65 كيلو 5/77 تا 5/68
5/177 كيلو 5/68 تا 64 كيلو 73 تا 5/66 كيلو 79 تا 5/70
180 كيلو 70 تا 5/65 كيلو 75 تا 5/68 كيلو 5/81 تا 5/72
5/182 كيلو 72 تا 5/67 كيلو 5/77 تا 70 كيلو 5/83 تا 5/74
185 كيلو 5/73 تا 69 كيلو 5/79 تا 72 كيلو 86 تا 5/76
5/187 كيلو 76 تا 71 كيلو 82 تا 5/73 كيلو 5/87 تا 5/78
190 كيلو 78 تا 73 كيلو 84 تا 76 كيلو 5/90 تا 81
5/192 كيلو 5/79 تا 5/74 كيلو 5/86 تا 5/78 كيلو 93 تا 83
جدول وزن مناسب براي زنان بر اساس هيكل از 25 سال به بالا
قد بر اساس سانتيمتر وزن با جثه كوچك وزن با جثه متوسط وزن با جثه بزرگ
5/147 كيلو 45 تا 42 كيلو 49 تا 44 كيلو 54 تا 5/47
150 كيلو 46 تا 43 كيلو 50 تا 5/44 كيلو 5/55 تا 5/48
5/152 كيلو 48 تا 44 كيلو 5/51 تا 46 كيلو 57 تا 5/49
155 كيلو 49 تا 45 كيلو 53 تا 5/47 كيلو 5/58 تا 51
5/157 كيلو 50 تا 5/46 كيلو 54 تا 49 كيلو 5/59 تا 5/52
160 كيلو 5/51 تا 48 كيلو 5/55 تا 50 كيلو 61 تا 5/53
5/162 كيلو 53 تا 49 كيلو 5/57 تا 5/51 كيلو 5/62 تا 55
165 كيلو 54 تا 5/50 كيلو 59 تا 53 كيلو 5/64 تا 57
5/167 كيلو 56 تا 52 كيلو 5/61 تا 5/54 كيلو 5/62 تا 59
170 كيلو 58 تا 54 كيلو 5/63 تا 5/56 كيلو 5/68 تا 5/60
5/172 كيلو 5/59 تا 5/55 كيلو 65 تا 5/58 كيلو 70 تا 5/62
175 كيلو 5/61 تا 5/57 كيلو 67 تا 60 كيلو 5/71 تا 64
5/177 كيلو 64 تا 59 كيلو 5/68 تا 62 كيلو 74 تا 66
180 كيلو 5/65 تا 61 كيلو 5/70 تا 5/63 كيلو 5/76 تا 68
5/182 كيلو 5/67 تا 63 كيلو 5/72 تا 5/65 كيلو 5/78 تا 5/69
كساني كه قدشان در اين جدول نيست، مي‌توانند از فرمول زير براي به دست آوردن وزن مناسب استفاده كنند. فرمول اندازه گيري وزن مناسب بر اساس قد چنين است:
(وزن مناسب = 100 : 9 * سن + 10 * 100 ـ قد)
براي جثه‌هاي كوچك، وزن مناسب، 5 كيلو كمتر از وزن مناسب به دست آمده از فرمول بالاست؛ و براي جثه‌هاي بزرگ، 5 كيلو بيشتر است.
(11)ـ براي اين كه فضولات چسبيده در ميان پرزهاي روده جدا و روده‌ها سريع پاكسازي شود از روز دوم تا پنجم، بيمار هر روز در دو نوبت صبح پس از بيدار شدن از خواب و شب پيش از خوابيدن، با مقدار 5/1 ليتر آب خالص به شيوه‌ي زير تنقيه (روده‌شويي از پايين) مي‌كند:
A) چون طول روده‌ي كوچك 6 متر و روده‌ي بزرگ 120 سانتيمتر و گنجايش هر دو روده 5/1 ليتراست، ظرفي (جاي نوشابه)5/1 ليتري را تهيه و سپس يك ميله‌ي خودكار بيك در درب آن جاسازي مي‌كند؛ به گونه‌اي كه آب از اطراف آن نريزد. ته جاي نوشابه را بريده و يك دسته‌ي سيمي براي آن درست مي‌كند تا بتواند آن را به چوب‌لباسي آويزان كند. سپس شيلنگي نازك به انداز‌ه‌ي قطر ميله خودكار و به طول 5/1 متر به آن نصب مي‌كند. سپس يك شير كوچك آب به آن مي‌افزايد و نيم متر ديگر شيلنگ را پس از شير مي‌افزايد تا بتواند آب درون ظرف را كنترل كند. پس از آن، ظرف را با آب ولرم حمام كه دماي آن 35 درجه‌ي است، پر كرده و بالاتر از زمين نصب مي‌كند. براي اين در اثر دراز كشيدن روي كف حمام سردي آن بدن را نيازارد، يك قطعه يونوليت به اندازه‌ي يك متر در 5/1 متر تهيه و به عنوان زيرانداز استفاده مي‌شود. سپس روي زمين به پهلوي راست مي‌خوابد؛ و حتمأ سمت چپ بدن بايد به سوي بالا باشد. و صندلي حمام را هم زير سر مي‌گذارد تا گردن خسته نشود. بعد ميله‌ خودكاري ديگر روي سر شيلنگ مي‌گذارد و آن را با پماد آنتي هموروئيد چرب مي‌كند. سپس اندكي به مقعد فشار مي‌آورد تا اسفنكر روده كمي خارج شود. بعد كمي پماد به آن مي‌مالد و ميله‌ را روي آن مي‌گذارد تا به اندازه‌ي 5 سانتيمتر وارد روده شود. 45 ثانيه تا يك دقيقه طول مي‌كشد تا همه‌ي آب وارد روده شود.
B) چنانچه به هنگام ورود آب به روده، شكم درد گرفت، نشانگر اين است كه مدفوع بسياري از سالهاي گذشته به ديواره‌ي روده چسبيده و مانع عبور آب به سوي جلوست. براي حل اين مشكل، نخست شير آب را مي‌بندد و سپس با دست راست با انگشتان بسته، به گونه‌اي كه نوك انگشتان رو به پايين باشد، دست را در پايين‌ترين نقطه‌ي شكم ميان كشاله‌ي ران و شكم در سمت چپ بدن گذاشته و با فشار و همزمان آوردن دست به سمت بالا و راست، آب را به جلو مي‌راند تا درد پايان يابد؛ و سپس شير را باز مي‌كند تا بقيه‌ي آب هم وارد شود.
C)پس از واردن شدن آب به روده، 5 دقيقه به پشت مي‌خوابد. كف پاها را به ديوار مي‌زند و چيزي مانند بالش زير باسن مي‌گذارد تا كمر بالاتر از سطح قرار گيرد. بعد با دست راست با انگشتان بسته، به گونه‌اي كه نوك انگشتان رو به پايين باشد، دست را در پايين‌ترين نقطه‌ي شكم ميان كشاله‌ي ران و شكم در سمت چپ بدن گذاشته و با فشار و همزمان آوردن دست به سمت راست، آب را به جلو مي‌راند سپس به راست غلت مي‌خورد. بعد دست را در سمت راست مي‌گذارد و آب را به سمت چپ روده مي‌راند و سپس به سمت چپ غلت مي‌خورد. پس از آن، با پايين آوردن پاها و برداشتن بالش از زير باسن، 5 دقيقه نيز به به طور كامل غلت مي‌خورد. در 5 دقيقه‌ي سوم، كف حمام روي همان يونوليت به پشت مي‌خوابد و پاها را تا جايي كه مي‌تواند بالا مي‌آورد (پاي دوچرخه) و پايين مي‌اندازد. در مرحله‌ي پاياني، بر مي‌خيزد و 5 دقيقه‌ درجا مي‌دود و همزمان به آرامي با مشت در امتداد روده ضربه مي‌زند تا فضولات موجود در روده و نيز چسبيده به پرزها‌ي آن كه شايد مربوط به ماهها و يا حتي سالهاي گذشته باشد،كنده شود. سپس به گونه‌اي كه سنگيني بدن به سمت چپ باشد، روي ران چپ مي‌نشيند وآب درون روده را كه با تكه‌هاي فضولات آميخته است، از بدن خارج مي‌كند.
D) فرد نبايد سعي كند كه همه‌ي آب درون روده را تخليه كند؛ بلكه بهتر است بكوشد تا نيم ليتر آن باقي بماند كه هم بخشي از آن جذب بدن مي‌شود و هم باعث نرم و جدا كردن مدفوعات چسبيده به ديواره‌ي روده مي‌شود.
E) روز پنجم، نصف مشت گل خِطمي يا 2 قاشق پودر آن را در 3 ليتر آب جوشانيده تا 5/1 ليتر آن باقي بماند. سپس آن را با تور بسيار ظريف يا پارچه، صاف كرده و پس از ولرم شدن تا اندازه‌ي 35 درجه، به جاي آب، تنقيه مي‌كند.
جدول چگونگي تنقيه از روز ششم تا چهلم اين چنين است:
روز ششم با آب خالص
روز هفتم با آب و افزودن 2 سي سي شامپو بچه
روزهاي هشتم و نهم با آب خالص
روز دهم با جوشانده‌ي گل خطمي
روز يازدهم با آب خالص
روز دوازدهم با آب و افزودن 2 سي سي شامپو بچه
روزهاي سيزدهم و چهاردهم با آب خالص
روز پانزدهم با جوشانده‌ي گل خطمي
روز شانزدهم با آب خالص
روز هفدهم با آب و افزودن 2 سي سي شامپو بچه
روزهاي هيجدهم و نوزدهم با آب خالص
روز بيستم با جوشانده‌ي گل خطمي
روز بيست و يكم با آب خالص
روز بيست و دوم با آب و افزودن 2 سي سي شامپو بچه
روزهاي بيست و سوم و چهارم با آب خالص
روز بيست و پنجم با جوشانده‌ي گل خطمي
روز بيست و ششم با آب خالص
روز بيست و هفتم با آب و افزودن 2 سي سي شامپو بچه
روزهاي بيست و هشتم و نهم با آب خالص
روز سي‌ام با جوشانده‌ي گل خطمي
روز سي و يكم با آب خالص
روز سي و دوم با آب و افزودن 2 سي سي شامپو بچه
روزهاي سي و سه و چهار با آب خالص
روز سي و پنجم با جوشانده‌ي گل خطمي
روز سي و ششم با آب خالص
روز سي و هفتم با آب و افزودن 2 سي سي شامپو بچه
روزهاي سي و هشتم و نهم با آب خالص
روز چهلم با جوشانده‌ي گل خطمي
F) به هنگام غلتيدن به چپ و راست، ممكن است در انتهاي روده احساس فشار و درد پيدا شود كه ناشي از هجوم تكه‌هاي كنده شده مدفوع براي خروج است و شخص به ناچار مدت 20 دقيقه را تحمل مي‌كند؛ و بلافاصله پس از دفع فضولات، فشار و درد پايان مي‌يابد. چنانچه پس از تخليه آب از روده، مقداري از آب درون آن بماند، نه تنها جاي نگراني نيست، بلكه سودمند نيز هست. اگر تنقيه هر روز و درست انجام نشود، ممكن است نتواند همه‌ي روده را پاكسازي كند؛ از اين رو، پس از روز چهلم نيز ميل به غذا بر نمي‌گردد.
G) كساني كه دوره‌هاي كوتاه مدت 5، 7 يا 10 روزه آب درماني مي‌كنند، هم مي‌توانند تنقيه كنند و هم نكنند؛ زيرا كار نكردن روده‌ها در اين مدت، باعث تنبلي آنها نمي‌شود؛ ولي بهتر است در دوره‌هاي كوتاه مدت نيز تنقيه شود.
(12)ـ براي پاكسازي بخش معده تا مري، هر پنج روز يكبار پس از غروب آفتاب به شيوه‌ي زير استفراغ مي‌كند: يك ليتر آب ولرم مي‌نوشد و 5 دقيقه درجا مي‌دود. چنانچه در اين مدت استفراغ كرد كه بهتر؛ ولي اگر حالت استفراغ پيش نيامد، مي‌تواند به ته گلو انگشت فرو كند؛ و اگر باز هم استفراغ نكرد، به يك ليتر ديگر آب ولرم نصف قاشق چايخوري نمك مي‌افزايد و پس از هم‌زدن مي‌نوشد. اين بار حتماً استفراغ خواهد كرد.
(13)ـ براي پاكسازي دهان از سموم و عفونتهايي كه بدن در حال دفع آنها از راه دهان است، هر شب 20 قطره‌ي ايرال‌وكس iralvex Drop در نصف ليوان چاي غليظ ريخته و يك قاشق چايخوري هم نمك به آن مي‌افزايد و پس از هم‌زدن با آن قرقر مي‌كند؛ ولي بايد مواظب باشد چيزي از آن را فرو نبرد.
(14)ـ چنانچه در طول دوره، ناگهان رفتار بيمار غير عادي شود و مانند ديوانه‌ها رفتار كند، افراد خانواده مي‌بايست بي درنگ به او غذا دهند؛ زيرا رفتار غير عادي نشانگر اين است كه بدن در حال مصرف بافتهاي مغز است. پس نقش خانواده در اين جا نمايان مي‌شود.
(15)ـ چون در زمان درمان، شخص به هيچ روي بيمار نمي‌شود، از اين رو نبايد از هيچ دارويي و يا قرص يا شربت ويتامين دار استفاده كند؛ زيرا وارد شدن مواد جامد به معده، باعث ترشح زود هنگام و متوقف شدن مكانيسم از پايين به بالا در بدن شده و چون معده خالي است، در نتيجه اسيد ترشح شده در معده بر بخشي از ديواره‌ي آن اثر كرده و باعث زخم معده مي‌شود. وارد كردن ويتامين به بدن نيز باعث مي‌شود تا ميكربها، ويروسها، باكتريها و يا سلولهاي سرطاني نيز از آنها استفاده كنند. در نتيجه با تقويت آنها، مدت درمان طولاني شده و در40 روز پاكسازي كامل انجام نشود.
(16)ـ چنانچه بيمار با خوردن دارو دچار زخم معده يا روده شود، جاي نگران نيست؛ زيرا با قطع دارو و غدا، با آب درماني، هر گونه زخم داخلي يا بيروني بدن با سرعت چشمگيري خوب مي‌شود.
(17)ـ بيمار همه روزه نبض و فشار خون خود را بررسي مي‌كند كه نبض بايد از 50 در دقيقه پاينتر نيايد؛ چنانچه ميان 50 تا 60 باشد، با حل كردن يك قاشق كوچك عسل در نصف ليوان چاي و نوشيدن آن و سپس نيم ساعت خواب جبران مي‌شود و به اندازه‌ي طبيعي 62 در دقيقه مي‌رسد؛
ولي چنانچه نوشيدن شربت عسل هم كارساز نباشد و براي يك روز كامل از 50 پاينتر بيايد و به 40 نزديك باشد، آب‌درماني را قطع مي‌كند. فشار خون بيمار نيز از 10 تا 13 در نوسان است كه خوب است؛ ولي چنانچه از 10 پايين‌تر بيايد، بي درنگ با حل كردن يك قاشق كوچك عسل يا شكر در آب و نوشيدن آن، فشار به حالت عادي بر مي‌گردد.‌
(18)ـ بهتر است در روزهاي دوره، بيشتر از يك ساعت در روز، آن هم در چند نوبت، مطالعه يا كار فكري نشود؛ زيرا باعث فشار شديد به مغز شده و بيمار به ناچار بايد قند بيشتري مصرف كند كه اين كار، ممكن است برنامه را از روند طبيعي بازدارد؛ ولي كساني كه ناچار به كار فكري يا مطالعه هستند، تنها بايد مراقب كاهش فشار خون و نبض باشند؛ و هرگاه احساس ضعف كردند، با نوشيدن شربت عسل آن را به حالت عادي برگردانند.
(19)ـ در طول دوره، نخوردن غذا، بيمار را از مسواك زدن بي‌نياز نمي‌كند؛ بلكه همانند گذشته، دندانهايش را مسواك مي‌زند. همچنين بهتر است روي زبان را نيز مسواك بزند تا عفونتهايي كه بدن در حال دفع آنها از راه زبان است و ميان پرزهاي زبان مي‌چسبد، از ميان برود.
(20)ـ در دوره‌ي درمان، از خوردن هرگونه آب ميوه، بويژه آب پرتقال بايد خودداري شود؛ زيرا تأثير آب‌درماني را از ميان مي‌برد و جسم نمي‌تواند در مدت معين 35 تا 45 روز، خود را پاكسازي كامل نمايد.
(21)ـ در دوره‌ي درمان، شخص خانه‌نشين نمي‌شود؛ بلكه به كارهاي روزانه‌ي خود ادامه مي‌دهد؛ همچنين بيشتر از 8 يا 10 ساعت در شبانه‌روز نبايد ‌خوابيد؛ هر چند كه در مدت دوره، چون مغز مي‌داند كه از راه غذا انرژي دريافت نمي‌كند، از اين رو براي صرفه‌جويي در انرژي به بدن فرمان خواب بيشتري مي‌دهد؛ ولي بيمارر مي‌داند كه خوابيدن زياد، باعث تنبلي دستگاه گوارشي مي‌شود و اين دستگاه نمي‌تواند وظايف زيادي را كه پس از پايان دوره به عهده دارد، به خوبي انجام دهد.
(22)ـ در دوره‌ي درمان، بيمار نبايد كارهاي سنگين انجام ‌دهد. ضعفي كه از روز بيستم به بعد نمايان مي‌شود به اندازه‌اي نيست كه مانع كار شود و ميل به كار را از بين ببرد؛ ولي اگر در روزهاي پاياني دوره، فرد بتواند استراحت كامل نمايد و تحرك بسيار كمي داشته باشد، بهتر است؛ زيرا آب‌درماني به هنگام استراحت بسيار بيشتر از زمان حركت مي‌تواند جسم را پاكسازي كند.
(23)ـ از روز اول تا چهلم، خلط دهان بيرون ريخته مي‌شود؛ زيرا اين خلط همان مواد زائدي است كه بدن از راه دهان بيرون مي‌ريزد. خلط بيني و دهان تا روز سي‌ام ممكن است افزايش يابد كه اين افزايش، نشان از پاكسازي مغز از مواد زائد است. در برخي افراد ممكن است از روز سي‌ام به بعد، آب دهان فراوان، چسبناك، كثيف و بدبو شود؛ ولي از روز سي‌ام ممكن است خلط بيني قطع شود كه نشان از پايان پاكسازي مغز از مواد زائد است.
(24)ـ در مدت درمان، به هنگام برخاستن از خواب، بيمار نبايد يكباره از جا برخيزد؛ بلكه بايستي از حالت درازكش به حالت نشسته يك دقيقه در بستر بنشيند و سپس برخيزد؛ زيرا برخاستن يكباره باعث مي‌شود تا خون كافي به مغز نرسيده و در نتيجه سرگيجه پديد آيد.
(25)ـ ممكن است فرد در دوره‌ي درمان، زود عصباني شود و زود تحت تأثير قرار گيرد و يا به هيجان آيد كه ناشي از كاهش وزن و ضعف جسماني است و پس از آب‌درماني برطرف مي‌شود؛ ولي اين عوارض در باره‌ي همه يكسان نيست و ممكن است برخي را تحت تأثير قرار ندهد.
(26)ـ بيمار از هر كار هيجاني كه باعث افزايش ناگهاني ضربان قلب مي‌شود، خودداري مي‌كند؛ زيرا افزايش ناگهاني ضربان قلب، بويژه از روز پانزدهم به بعد ممكن است باعث درد قلب به صورت گاه‌گاهي براي چند روز شود؛ ولي چنانچه ضربان قلب ناخواسته از حالت عادي خارج شود، بيمار نصف ليوان چاي گرم مي‌نوشد و نيم ساعت مي‌خوابد.
(27)ـ در مدت درمان، بيمار هر روز حمام نمي‌كند؛ بلكه يك روز درميان با آب ولرم خود را مي‌شويد؛ زيرا آب داغ باعث آب شدن بخشي از چربيها مي‌شود كه بدن از آنها به عنوان غذا استفاده مي‌كند. همچنين از سونا استفاده نمي‌كند.
(28)ـ اگر بيمار مردي باشد كه وازكتومي نكرده، (يعني لوله‌هاي انتقال اسپرمهايش باز است) چون با هر بار زناشويي نزديك 2400 كالري از دست مي‌دهد، از اين رو، در مدت درمان، بويژه در روزهاي آغازين كه هنوز همه‌ي چربيهاي خود را از دست نداده و توانايي دارد، براي جلوگيري از هدر دادن آن اندازه كالري كه براي دو روز بدنش در زمان آب‌درماني كافيست، از همبستري خودداري مي‌كند؛ ولي اگر بيمار زن باشد، اشكالي ندارد. البته ميل جنسي مرد، حداكثر تا 10 روز پس از دوره، از ميان مي‌رود و 10 روز پس از پايان درمان باز مي‌گردد.
(29)ـ بيمار به هيچ روي براي حلوگيري از بوي بد دهان و يا خوشبو شدن، از ادكلن يا هر گونه عطر استفاده نمي‌كند؛ زيرا ممكن است باعث كاهش فشار خون و ضعف شديد شود.
(30)ـ چنانچه بيمار در روز 39 احساس تب كند، نگران نمي‌شود؛ زيرا اگر دماي بدن را بگيرد، خواهد ديد كه از 5/36 درجه بيشتر نيست؛ و اين تب را دروغين گويند و از سوخت مواد داخلي جسم سرچشمه گرفته است.
(31)ـ در روزهاي پاياني دوره، ممكن است بيمار احساس ضعف شديدي كند و هنگام برخاستن از خواب دچار سرگيجه شود؛ ولي جاي نگراني نيست؛ زيرا اين نشان دهنده‌ي پايان ذخيره‌هاي داخلي بدن است؛ و يا چنانچه برخي از جاهاي بدن بيمار درد بگيرد، براي برطرف شدن اين ناراحتيها، بهترين دارو، گفتن ذكر «يا ارحم الراحمين» است. همچنان كه ايوب پيامبر، هنگام بيماري و درد، چنين گفت: «و اَيوبَ اِذ نادى' رَبَّهُ:« اَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ؛ وَ اَنتَ اَرحَمُ الرَّاحِمين.» (و ايوب به هنگام درد پروردگارش را اين گونه فرياد زد: بيماري و درد، وجودم را فرا گرفته و تو برترين درمان كننده‌اي ) سوره‌ي انبياء آيه 83
(32)ـ در پايان روز چهلم، شخص با وزن متوسط يا لاغر، آب‌درماني را ادامه نمي‌دهد؛ زيرا به دليل پايان يافتن مواد زائد، بدن براي سوخت و ساز خود از بافتها و ماهيچه‌ها استفاده مي‌كند كه اين موضوع باعث مرگ شخص مي‌شود؛ ولي افراد چاق، به دليل داشتن چربيهاي اضافي، چنانچه در روز چهلم زبانشان كاملا قرمز نشد، مي‌توانند تا پنج روز ديگر ادامه دهند.
نكته: از روز سي‌ام به بعد، رفته رفته رنگ زبان زرد و سپس قرمز مي‌شود و در روز چهلم، كاملا قرمز مي‌شود كه نشان از پاك شدن بدن از همه‌ي بيماريهاست.
(33)ـ در پايان روز چهلم، شخص پيش از پايان دادن به آب‌درماني، تنقيه مي‌كند؛ و دست كم تا سه روز از خوراكيهاي نرم مانند سوپ، آش، شيربرنج و مانند آن استفاده مي‌كند؛ و از خوردن گوشت و خوراكهاي دير هضم مانند تخم مرغ خودداري مي‌كند تا معده رفته رفته به حالت عادي بازگردد و آمادگي دريافت خوراكيهاي سفت را داشته باشد. البته بايد توجه داشت كه استفاده از خوراكيهاي روان پس از دوره، نبايد از دو هفته بيشتر شود؛ زيرا پس از آن، ممكن است شخص دچار ورم معده و نارسايي‌هاي گوارشي شود.
(34)ـ دفع فضولات آنچه شخص در نخستين روز پس از دوره مي‌خورد، تا 48 ساعت ممكن است طول بكشد كه جاي نگراني نيست؛ و نيازي به خوردن مسهل نيست؛ زيرا به دليل پاكسازي روده‌ها در دوره‌ي درمان با تنقيه، جذب مواد عالي غذايي كه از معده به روده مي‌رسد به طور كامل انجام مي‌گيرد. از اين رو، فضولات آن سفت و به كندي از روده خارج مي‌شود؛ ولي چنانچه پس از دو روز دفعي از روده انجام نشد. تا فعال شدن دوباره‌ي روده، تنقيه ادامه مي‌يابد و اگر پس از دو روز تنقيه باز هم روده به حالت عادي بازنگشت، شخص نزد پزشك مي‌رود.
(35)ـ چنانچه بيمار بخواهد پيش از روز سي‌ام درمان‌ را قطع كند، مشكلي براي او پيش نخواهد آمد؛ جز اين كه ميل به خوراك، به طور دلخواه نيست؛ زيرا جسم ناچار مي‌شود مواد زائدي را كه به زحمت از جاهاي مختلف بدن فراخواني كرده تا بيرون بريزد، بار ديگر به جاي خود برگرداند. چنانچه بيمار بخواهد پس از روز سي‌ام و پيش از روز چهلم درمان را پايان دهد، ممكن است غذايي را كه مي‌خورد استفراغ كند؛ زيرا بدن در اين روزها، (بين 30 تا 40) مقاوم‌ترين و مضرترين ميكربها، ويروسها، باكتريها و يا سلولها را براي بيرون كردن آماده كرده است. از اين رو، براي جسم دشوار است كه بار ديگر آنها را بمكد و به جاي خود برگرداند. ممكن است در برخي از كساني كه پيش از 40 روز درمان را قطع مي‌كنند، براي مدت 2 يا 3 روز در روده‌ي بزرگ خونريزي پيش آيد؛ و به ندرت به يك هفته مي‌رسد؛ ولي جاي‌ ترس نيست و نيازي هم به درمان ندارند؛ زيرا بي درنگ بهبود مي‌يابد. البته به اين معني نيست كه اگر كسي پيش از روز چهلم درمان را پايان دهد آن روزهايي را كه گرفته بي اثر خواهد بود؛ بلكه اگر كسي سه روز هم بگيرد به همان اندازه آلودگي از بدنش بيرون مي‌رود.
(36)ـ براي اين كه به دليل محروميت طولاني دستگاه گوارشي از غذا، شخص دچار نارسايي‌هاي گوارشي نشود، مي‌بايست برنامه‌ي غذايي پس از درمان را به درستي انجام دهد. در آن صورت، پس از 3 هفته، دستگاه گوارشي او بهتر از گذشته كار خواهد كرد. در اجراي اين برنامه، فرقي ميان كسي كه 5 روز آب‌درماني كرده و يا 40 روز نيست؛ با اين تفاوت آن كه 5 روز آب‌درماني كرده، 2 روز به اين برنامه عمل مي‌كند. آن كس كه 7 روز آب‌درماني كرده 3 روز و آن كس كه 10 روز آب درماني كرده 4 روز.
برنامه‌ي غذايي پس از درمان براي كساني كه 40 روز آب درماني كرده‌اند، چنين است:
يك هفته هر روز سه وعده و هر وعده 250 گرم هرير بادام. ولي بادام آن نبايد زياد باشد. در ميان هر وعده يك ليوان آب هويج؛ آن هم با قاشق بنوشد و نه يكباره. همچنین، در هفته ی اول، هر دو روز یک بار تنقیه مي‌کند.
هفته‌ي دوم به هرير بادام اندكي گوشت ماهي يا مرغ بيفزايد.
هفته‌ي سوم به هرير بادام گوشت قرمز مي‌تواند بيفزايد. در پايان هفته‌ي سوم، روند دستگاه گوارشي عادي خواهد بود. يا مي‌تواند از برنامه‌ي زير پيروي كند:
صبح روز اول: شير، آب پرتقال
ظهر: كمپوت، عصر: سوپ، سبزيها و سيب زميني
صبح روز دوم: عسل ظهر: ميوه، سيب زميني، كمي پنير عصر: سوپ
صبح روز سوم: كمي نان و عسل و چاي. ظهر: خوراك عدس، لوبيا. عصر: آش جو
(37)ـ اگر شخص در هفته‌ي اول پس از درمان، تخم مرغ و يا گوشت به مقدار زياد بخورد، ممكن است ساق پاهايش از نزديكي قدمها ورم كند؛ تا جايي كه پوست آنجا بتركد. از سوي ديگر، چون بدن مانند گذشته چربيها را ذخيره نمي‌كند، زياده‌روي در مصرف خوراكيهاي با چربي بالا، به سرعت چربي خون را افزايش مي‌دهد. شخص بهتر مي‌داند از خوراكيهاي داراي كالري و پروتئين بالا ولي با چربي كم استفاده كند.
ميزان كالري، پروتئين و چربي در 100 گرم خوراكيهاي زير
نام كالري پروتئين چربي نام كالري پروتئين چربي
انار 68 5/0 7/0 شير گاو 63 5/3 3
انجير 81 2/1 2/0 شير گاوميش 100 4 7
انگور 73 06/0 6/1 عدس 336 7/23 3/1
بادام 573 25 55 عسل 315 3/0 0
بادمجان 27 3/1 3/0 فندق 582 5/23 50
باقلا 356 9/28 6/1 قلوه 114 5/16 5/4
برنج سفيد 360 7/6 7/0 قند‌وشكر 387 0 0
به 61 6/0 3/0 كاهو 19 4/1 1/0
پرتقال 45 7/0 3/0 كرفس 19 8/0 2/0
پسته 626 20 20 كره 750 1 9/82
پنير 282 5/22 6/21 كشك 379 9/54 7/11
پياز 43 5/1 2/0 كلم 29 7/1 2/0
پيه گوسفند 812 3/0 2/90 گوجه سبز 50 6/0 2
تخم مرغ 163 4/12 7/11 گوجه فرنگي 22 1/0 2/0
توت 93 5/1 4/1 گوشت بز 165 7/18 4/9
توت فرنگي 35 7/0 1/1 گوشت گاو 239 7/18 2/18
جگر 134 20 4 گوشت گاوميش 125 20 4
حلوا 509 5/10 28 گوشت گوساله 307 8/18 14
خاويار درشت 262 6/29 15 گوشت گوسفند 317 7/15 7/27
خربزه 26 5/0 2/0 گيلاس 105 3/1 4/0
خرمالو 79 7/0 4/0 لوبيا چشم بلبلي 232 1/22 2/1
خرماي تازه 157 9/0 3/0 لوبيا سفيد 338 6/22 6/1
خيار 16 1 1/0 ماست 58 2/3 6/2
دل 114 5/16 5/4 ماش 340 9/23 3/1
روغن نباتي جامد 900 0 100 ماش 340 29 3
روغن نباتي مايع 900 0 100 ماكاروني 367 12 1/1
زبان 193 2/16 14 ماهي پرچرب 176 20 10
زردآلو 59 1 2/0 ماهي سفيد 101 19 5/2
سويا 380 مربا 272 6/0 1/0
سيب 60 3/0 3/0 مرغ و جوجه 200 2/20 6/12
سيب زميني 78 8/1 15/0 مغز گوسفند 123 3/10 6/8
شش 80 6/14 4/2 موز 99 1/1 2/0
شلغم 26 8/0 2/0 ميگو تازه 91 1/18 8/0
شليل 64 1 5/0 نان بربري 256 2/8 7/0
نان تافتون 270 3/9 6/0 نخود فرنگي 346 5/22 8/1
نان سنگك 246 7/8 4/0 هلو 55 9/0 7/0
نان لواش 271 9/8 5 هندوانه 23 5/0 1/0
نخود 359 2/19 2/6 هويج 39 1 3/0
(38)ـ شخص تا دو روز، روزي شش بار و هر بار مقدار كمي غذا مي‌خورد. پس از آن، همان سه وعده را مي‌خورد.
(39)ـ افراد عصبي نمي‌توانند مانند ديگران، آنچه از وزنشان كم شده را در مدت كمي پس از درمان به دست آورند. از اين رو نبايد با پرخوري قلب را خسته و نيروي عصبي فراواني صرف كنند؛ زيرا ممكن است دچار كم خوني مغزي، ورم و ديگر بيماريها شوند.
(40)ـ کسانی که ورزش می‌کنند و در زمان درمان آن را رها کرده‌اند، دو هفته پس از درمان می‌توانند آن را از سر گیرند؛ ولی تا دو هفته، بیشتر از 15 دقیقه ورزش نکنند. پس از یک ماه از پایان درمان، می توانند به اندازه‌ی دلخواه ورزش کنند.
دوره‌ها‌ي آب درماني چنين است:
الف ـ تا 3 روز نخست، دماي بدن 5/0 تا 5/1 درجه پايين مي‌آيد و پس از آن تا پايان چهل روز يكنواخت است.
ب ـ 6 روز نخست، سخت‌ترين روزهاي درمان است؛ زيرا در اين مدت، خون از مواد كهنه و عفونتها پاك و پاكسازي تن منظم مي‌شود.
ج ـ از روز 6 تا 12، بدن از چركها و كلسيم اضافي پاك مي‌شود. زخم معده و التهابات آن درمان مي‌شود.
د ـ از روز 10 تا 14، دستگاه عصبي پاكسازي مي‌شود.
رـ از روز 14 تا 21، همه‌ي قلب پاك مي‌شود.
س ـ روزهاي 21 تا 30، راحت‌ترين روزهاي درمان است.
غ ـ از 30 تا 40، آخرين پس مانده‌هاي هر گونه بيماري از بدن بيرون ريخته مي‌شود. از اين رو، تا بازگشت اشتها، بيمار از خوردن متنفر مي‌شود.

منبع:

http://abdarmani.blogfa.com

http://daneshnameh.roshd.ir

+ نوشته شده توسط مهرداد در پنجشنبه 1386/06/01 و ساعت 5:53 |